X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

آموزش فناوری دانلود

علوم انسانی؛ رویکردها و کارکردها

علوم انسانی؛ رویکردها و کارکردها

«علوم انسانی؛ رویکردها و کارکردها»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم دکترامیر محبیان است که در آن می‌خوانید؛
قسمت نخست
 چندی است که بحث علوم انسانی و تاثیرات این علوم در راهبری فکر ایرانی به کجا یا ناکجا آباد مطرح شده است؛ گروهی برآنند که از وقایع اخیر و اعترافات عده ای از سران یک جریان مبنی بر این که خطاکار در ارزیابی واقعیت ها ما نبودیم و علوم انسانی غربی بود که ما را به راه خطا برد ؛ لذا ماکس وبر وگیدنز را بر کرسی متهمین نشاندند ؛ باید درس گرفت واین فرصت را باید غنیمت شمرد و برای همیشه تکلیف غرب و علوم انسانی مادیگرایش را تعیین کرد.

علوم انسانی؛ رویکردها و کارکردها

«علوم انسانی؛ رویکردها و کارکردها»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم دکترامیر محبیان است که در آن می‌خوانید؛
قسمت نخست
 چندی است که بحث علوم انسانی و تاثیرات این علوم در راهبری فکر ایرانی به کجا یا ناکجا آباد مطرح شده است؛ گروهی برآنند که از وقایع اخیر و اعترافات عده ای از سران یک جریان مبنی بر این که خطاکار در ارزیابی واقعیت ها ما نبودیم و علوم انسانی غربی بود که ما را به راه خطا برد ؛ لذا ماکس وبر وگیدنز را بر کرسی متهمین نشاندند ؛ باید درس گرفت واین فرصت را باید غنیمت شمرد و برای همیشه تکلیف غرب و علوم انسانی مادیگرایش را تعیین کرد.

قسمت نخست
چندی است که بحث علوم انسانی و تاثیرات این علوم در راهبری فکر ایرانی به کجا یا ناکجا آباد مطرح شده است؛ گروهی برآنند که از وقایع اخیر و اعترافات عده ای از سران یک جریان مبنی بر این که خطاکار در ارزیابی واقعیت ها ما نبودیم و علوم انسانی غربی بود که ما را به راه خطا برد ؛ لذا ماکس وبر وگیدنز را بر کرسی متهمین نشاندند ؛ باید درس گرفت واین فرصت را باید غنیمت شمرد و برای همیشه تکلیف غرب و علوم انسانی مادیگرایش را تعیین کرد.

گروهی دیگراز سوی مقابل برآنند که اشتباه کاران آن جریان سیاسی که در بند گرفتار شده اند؛ اکنون در مقام تئوری پرداز اصولگرایی دو آتشه! تله ای جدید بر سر راه نظام اسلامی قرار داده و چون پیروزی نظام را بر خود دیده اند مسیر انحرافی مبارزه با علم و بویژه علوم انسانی را فرا روی نظام قرار داده اند و قصد دارند نظام اسلامی را نظامی علم ستیز بنمایانند.

این نوشتار قصد ندارد نیت کاوی کندیا بر پیکرعلوم انسانی تن پوش قداست و عصمت کند و یا از سوی دیگر شمشیر کشیده و سر از بدن آنچه که هیولای علوم انسانی غربی بر می شمارند؛ جدا نماید.این نوشتار فقط قصد دارد بدور از تعصبات مرسوم حوزه سیاست یا پیشداوری های کودکانه تا حد امکان این منطق را برشکافد و اجمالا راهی منطقی تر را فرا رو نهد.

دستاوردهای بشری در حوزه های مختلف قابلیت بهره گیری برای همگان را دارد.گروهی برآنند که دستاوردهای دانشمندان یک منطقه از جهان چون غرب از جهت غربی بودن آن قابلیت استفاده را برای جوامعی چون ما ندارد.به عبارتی ؛ نسخه های آنان چون متکی بر تجربیات آنان از جوامع خویش است نه تنها ممکن است برای “ما” مفید نبوده بلکه  شایدمرگ زا هم باشد.

این گزاره فارغ از هر قضاوت پیشینی می تواند از جهاتی درست و از جهاتی نادرست باشد.
از آن رو درست است که تجربیات تاریخی ملت ها یکتا و خاص خود آنهاست.بی گمان تجربیات تاریخی انگلستان که می تواند برای اندیشمندانشان چونان چراغی برای راه آینده آنان باشد و تجویزاتی مفید نیز برای اصلاح امورشان ارائه کند لزوما و بلکه تحقیقا فایده ای برای جامعه ایرانی که تاریخی متفاوت را تجربه کرده است؛ ندارد.

اگر جز این بیندیشیم چونان طبیبی عمل خواهیم نمود که فردی را معاینه کرده و با ارزیابی علایم بدنی او برای فرد دیگری نسخه تجویز نماید ؛ البته گاه ممکن است که نسخه او اتفاقا برای آن فرد دیگرمفید واقع شود ولی عقلا این روش نابخردانه و در بیشتر مواردمضر تلقی می شود.

اما گزاره مذکور نادرست است ؛ آنجا که موضوع تحقیق دانشمندان و کشف گزاره ها و تجویزات آنها انسان را از آن رو که انسان است و نه از آن جهت که به جغرافیای خاصی وابستگی دارد؛ مورد مطالعه قرار می دهد. در این حالت این پژوهشها انگلیسی؛ آمریکایی یا آلمانی نیست بلکه انسانی است و قابلیت بهره برداری برای تمام انسان ها را دارد ولو انسانی باشد که در قبایل دور در گوشه ای ناشناخته از جنگل های آمازون باشد.

مثال روشن این دستاوردها ؛ کشفیات علمی پزشکی است که ما روزانه از نتایج آن بهره می گیریم بدون آنکه دغدغه آن داشته باشیم که این کشف خاص انسان آمریکایی یا آلمانی یا فردی با هویت ملیتی دیگری باشد.

پس باید پاسخ داد: اولا آیا علم غربی از جهت غربی بودن یا غیر ایرانی و اسلامی بودن بالذاته نامقبول است؟ یا فقط این علوم انسانی است که برای ما پذیرفتنی نیست؟ و یا صرفا پاره ای از گزاره ها و یا جهت گیری های مادی آن ناپذیرفتنی است؟ و اگر فرضا چنین باشد در برابر تولیدات فکری این گونه چه باید کرد؟ آیا باید مرزها را آن هم در دوران انفجار اطلاعات بست و این ویروس های فکری را به جامعه راه نداد؟ یا باید در برابر نسخه های نامربوط و بلکه مامفید و حتی مضر آنان ؛ نسخه های مفید ارائه کرد؟آیا چشم بستن بر تولیدات فکری آنها(فارغ از شدنی یا ناشدنی بودن آن) به معنای مصونیت ماست؟

تلاش داریم به این پرسش ها و سایر ابهامات در حد توان پاسخ ارائه نماییم؛ باشد میدان فراخ بحث  در این باب بجای غوغای سواران نابلد میدان بحث صاحبان اندیشه باشد.

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)