آموزش فناوری دانلود

آموزش و پرورش - فناوری -دانلود

آموزش فناوری دانلود

آموزش و پرورش - فناوری -دانلود

70راه برای آموزش اثر‏بخش۱

70راه برای آموزش اثر‏بخش

در 3 هفته‏ی اول سال تحصیلی

از تجربه‏های سبز آموزگاران جهان یاد بگیریم

اشاره

شروع همیشه سخت و البته مهم است. شاید تفاوتی هم نداشته باشد که مدیریت کلاسی پرجمعیت یا چند نفره را به عهده بگیریم. در واقع مقر فرماندهی شاید چندان مهم نباشد، تسلط بر اوضاع به‏ویژه در نقطه‏ی شروع مهم است. بررسی‏های پژوهشگران نشان می‏دهد که تدریس، کنترل کلاس و برقراری ارتباط مناسب با دانش‏آموزان در سه هفته‏ی نخست شروع سال تحصیلی، سخت‏تر و مهم‏تر از هر زمان دیگری است. این شرایط در دوره‏ی ابتدایی به مراتب سخت‏تر وپیچیده‏تر است؛ چرا که دانش‏آموزان بخشی از آموخته‏های سال گذشته را هم فراموش کرده‏اند و همین موضوع، در هفته‏ی نخست شروع سال تحصیلی جدید، وارد شدن به فضای آموزش را به مراتب سخت‏تر می‏کند. اما برای شکستن این فضا، مرکز آموزش و تدریس دانشگاه لینکولن نبراسکای شمالی، با بهره‏گیری از تجربه‏های معلمان آن دیار، 101 راه کلیدی را برای شروع آموزشی موفق در سه هفته‏ی نخست شروع سال تحصیلی پیشنهاد می‏کند. با بعضی از این نکات آشنا می‏شویم. البته پژوهشگران این دانشگاه معتقدند، اجرای موفق این راه‏ها، به شش پیش شرط اساسی زیر نیاز دارد.

70 راه برای آموزش اثربخش

*‏همکاری مناسب دانش‏آموزان برای ورود به فضای درس و مدرسه پس از گذر از فضای طولانی مدت تابستان و ورود به فضای جدید؛

*آگاهی دانش‏آموزان به ضرورت فراگیری مفاهیم درسی در ساعت‏های حضور در کلاس درس؛

*ادبیات کلامی آموزگار؛

*حمایت از دانش‏آموزان سال‏های نخست هر دوره‏ی تحصیلی به‏ویژه ابتدایی، برای ورود به فضای آموزش؛

*تشویق دانش‏آموزان برای درگیر شدن با فضای آموزش و پرورش؛

*ایجاد فضای مشارکت و هم‏یاری در کلاس؛

 

و اما 70 راه

1. در اولین روز شروع سال تحصیلی، فضای کلاس را با آشنایی دانش‏آموزان با یکدیگر و سپس بازی و سرگرمی شروع کنیم.

2. بازی‏هایی را انتخاب کنیم که همه‏ی بچه‏ها در آن‏ها مشارکت داشته باشند.

3. بازی‏های پایه‏های دوم و سوم ابتدایی را با هدف یاد‏آوری مفاهیم درسی سال گذشته انتخاب کنیم.

70 راه برای آموزش اثربخش

4. از وسایل کمک‏آموزشی مانند کارت‏های بازی و یا هر وسیله‏ی کمک آموزشی که کاربرد بازی هم داشته باشد، استفاده کنیم.

5. خودمان را کامل معرفی کنیم و کمی هم درباره‏ی خانواده‏مان برای آن‏ها صحبت کنیم. مثلا" این که چند فرزند دارم و سن آن‏ها چه‏قدر است.

6. تلاش کنیم با گفتار ساده و صمیمی به بچه‏ها نزدیک شویم.

 

7. با مطرح کردن موضوعی که احساس می‏کنیم به آن علاقه دارند، ذهنشان را درگیر کنیم تا زودتر وارد فضای درس و مدرسه شوند.

8. در مقابل پاسخ‏های آن‏ها جبهه نگیریم و بگذاریم راحت اظهار‏نظر کنند؛ حتی اگر اظهار‏نظرشان درست به نظر نیاید.

9. سعی کنیم در این پرسش و پاسخ‏ها، خجالت و کم‏رویی احتمالی‏شان برطرف شود.

 

10. دانش‏آموزان کم‏حرف و ساکت را با پرسیدن سؤال، وارد بحث کنیم.

11. تشویق کلید موفقیت است. برای هر حرکت مثبت، آن‏ها را تشویق کنیم.

12. با انجام فعالیت‏های عملی آموزش را شروع کنیم.

 

13. برنامه‏ها یا فعالیت‏های مشارکتی، بیش از فعالیت‏های فردی اثر‏بخش هستند.بهتر است برنامه‏های درسی یا هر فعالیت دیگری را به صورت گروهی برنامه‏ریزی کنیم.

14. هرچه زودتر با شرایط تحصیلی و سطح فراگیری دانش‏آموزان آشنا شویم؛ سریع‏تر می‏توانیم الگوی آموزشی-پرورشی را انتخاب کنیم.

15. ویژگی‏های فردی دانش‏آموزان را بشناسیم.

 

16. نحوه‏ی برقراری ارتباط روانی و کلامی با دانش‏آموزان را شناسایی کنیم.

17.زمان‏بندی را به دانش‏آموزان بیاموزیم.

18. آشنایی با کتاب‏خانه‏ی مدرسه، نخستین و مهم‏ترین گام برای آشنا کردن دانش‏آموزان با کتاب و کتاب‏خوانی است.

70 راه برای آموزش اثربخش

19. آن‏ها را با منابع معتبر علمی مانند دایره‏المعارف‏ها آشنا کنیم.

20. اینترنت و رایانه و طرز استفاده‏ی صحیح از آن‏ها را به تدریج و با برنامه‏ریزی به دانش‏آموزان بیاموزیم؛ حتی اگر این آموزش به‏صورت تئوری باشد.

21. آن‏چه را از آن‏ها می‏خواهیم؛ به دقت برایشان شرح دهیم؛ انضباط در کلاس، نظم در انجام تکالیف، حضور مستامر و...

 

22. شیوه‏ی برگزاری آزمون‏ها، چه کلاسی و چه آزمون‏های ترم را برایشان توضیح بدهیم.

23. هر چند دیگر مثل گذشته، نمره تنها ملاک سنجش دانش‏آموزان نیست، اما در این‏باره هم با آن‏ها صحبت کنیم. این‏که چه سهمی از تلاش آن‏ها با استفاده از عبارت‏های گوناگون و چه سهمی از طریق نمره ارزش‏گذاری می‏شود؟

24. منعطف باشیم؛ با وجودی که باید به اصول و مقررات تعیین شده پای‏بند باشیم تا دانش‏آموزان هم به تعهداتشان به خوبی عمل کنند، اما در بعضی شرایط باید انعطاف‏پذیر باشیم.

 

25. در کلاس‏های پرجمعیت خود دانش‏آموزان و عملکرد آن‏ها بسیار مؤثر است. بنابراین تا حد امکان زمینه را برای فعالیت تک‏تک آن‏ها فراهم کنیم.

26. قبل از برگزاری آزمون‏ها، چه کلاسی و چه امتحانات ترم، با ارائه‏ی نمونه سؤال، آن‏ها را با فضای امتحان و نحوه‏ی برگزاری و نوع سؤال‏ها آشنا کنیم.

27. در اولین آزمون‏ها، برگه‏ها را همراه خود دانش‏آموزان تصحیح کنیم تا ترس از امتحان برطرف شود.

 

28. تفاوت بین همکاری و یا انجام تکالیف به جای دوستان و هم‏کلاسی‏ها را برای آن‏ها شرح بدهیم.

29. با وضیعت تحصیلی و خانوادگی دانش‏آموزان آشنا شویم.

30. بعضی از بچه‏ها برای همراهی با والدین، بخشی از وظایف آن‏ها مثل نگه‏داری از خواهر‏ها و برادرهای کوچک‏تر را به عهده می‏گیرند. درباره‏ی این مسائل آگاه باشیم و از این نظر هم وضیعت بچه‏ها را بررسی کنیم.

 

31. بخش مهمی از موفقیت‏ فرایند آموزش و پرورش، به تمرکز دانش‏آموزان روی فعالیت‏های فردی بستگی دارد. تلاش کنیم تا دانش‏آموزان با برنامه‏ریزی به فعالیت‏های فردی بپردازند.

32. کلاس درس را با نشاط آغاز کنیم. خواندن یک سرود دسته‏جمعی، چند حرکت ساده‏ی تردستی در کلاس و کارهای دیگری از این دست، باعث ایجاد نشاط در دانش‏آموزان می‏شود.

33. کلاس درس را سروقت آغاز کنیم تا در عمل بچه‏ها را به نظم عادت دهیم.

 

34. نظم کلاس را حین تدریس حفظ کنیم. این نکته به‏ویژه درباره‏ی کلاس‏های پرجمعیت بسیار مهم است.

35. هر روز در پایان تدریس، چند پرسش شفاهی مطرح کنیم تا به این ترتیب ارزیابی بهتری از میزان فراگیری دانش‏آموزان داشته باشیم. 

برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی زیر کلیک کنید

کمک به دانش آموزان در یادگیری گروهی

کمک به دانش آموزان در یادگیری گروهی

انش آموزان از یک دیگر چیزهای بسیاری می‌آموزند. آن ها اغلب مطالبی را که دوستانشان درباره ی آن توضیح می دهند، بهتر  متوجه می شوند. اکثر دانش از این که دست کم بخشی از وقت خود را صرف کارهای گروهی کنند، لذت می برند. نکات زیر  به شما کمک می کنند تا بیش ترین استفاده را از کار گروهی ببرید.

 

1- در رابطه با دلایل خود برای فعالیت های گروهی، با دانش آموزان صادق باشید. با آن ها راجع به مزایای آموزش گروهی صحبت کنید.

 

2- سعی کنید در گروه ها به جای رقابت، حس همکاری را ایجاد کنید. برای آن ها فعالیت های گروهی ترتیب دهید که تکالیف بین اعضای گروه تقسیم شود.

 

3- به دانش آموزان بیاموزید که یک دیگر را کمک کنند. آن ها را تشویق کنید تا در گروه خود سؤالاتی را برای هم گروهان خود مطرح کنند. به این ترتیب به صورت غیر رسمی هم در طرح سؤالات منطقی و هم در پاسخ دهی به پرسش‌ها تمرین می کنند.

 

4- از دانش آموزان بخواهید که اوراق یک دیگر را ارز یابی کنند. حداقل مزیت این کار آن است که آن ها پاسخ های خود را با نمونه پاسخ های شما مقایسه می کنند. متعاقباً با افزایش مهارت آن ها در ارزش یابی کار یک دیگر می‌توانید آن ها را به نوع دیگری از ارز یابی ها تشویق نمایید که در آن دانش آموزان با در نظر گرفتن یک ضابطه ی معین یا از قبل توافق شده نسبت به کار یک دیگر اظهار نظر می ‌کنند.

 

5- به دانش آموزان فرصت دهید که درس را برای یک دیگر توضیح دهند. درس دادن به دیگران بهترین راه برای تثبیت دانسته های خود است.

 

6- گروه های متفاوتی تشکیل دهید. وقتی دانش آموزان را برای همکاری های دسته جمعی گروه بندی می‌کنید، راجع به نحوه ی آرایش آ ن ها بیاندیشید. در شرایط مختلف ممکن است آن ها را در گروه های دوستی، گروه هایی بر اساس توانایی های خاص و... قرار دهید تا محدوده ی قابلیت‌ها و توانایی‌ها را متعادل سازید.

 

7- احساسات آن ها را در نظر بگیرید. نسبت به رسیدگی به مشکلات بین فردی درون هر گروه حساس باشید. دلیلی وجود ندارد دانش آموزانی که علاقه ای به یکدیگر ندارند را وادار به همکاری با هم کنید. شاید لازم باشد طرح هایی احتیاطی در نظر داشته باشید تا در صورت بروز اشکال، آرایش گروه‌ها را تغییر دهید.

 

8- بر فعالیت های گروهی نظارت کنید تا مطمئن شوید هیچ یک از افراد در هیچ کدام از گروه‌ها در انجام وظیفه ی خود کوتاهی نمی کند و یا از روی کار دیگران تقلب نمی کند.

 

9- دانش آموزان مشکل ساز را بین گروه ها تقسیم کنید. گاهی ترکیب گروه‌ها را تغییر دهید تا دانش آموزان محبوب یا مشکل ساز همیشه در گروه یکسانی باقی نمانند.

 

10- اجازه دهید گروه‌ها حاصل کار خود را در اختیار هم قرار دهند و با تبادل اطلاعات، توضیحات و غیره، در مورد نتایج نهایی فعالیت های یکدیگر، از دانسته های هم استفاده کنند.

 

نویسنده: ساناز فرهنگی

برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی زیر کلیک کنید

استفاده از گروههای یادگیری همیار در کلاس درس

استفاده از گروههای یادگیری همیار در کلاس درس 

 

علمان از گروه های کوچک، معمولاً به منظور ایده سازی برای بحث در کلاس درس، تغییر در روند سخنرانی، یا  ترغیب دانش آموزان برای صحبت کردن در کلاس استفاده می کنند. کاربرد روش یادگیری از طریق همیاری، بررسی گروه های کوچک متفاوت از کاربری های مختلف یادگیری از طریق همیاری است. در کلاس درسی که به صورت منظم و قاعده مند از روش یادگیری از طریق همیاری بهره گیری می شود، معلم باید تکلیف روشن و حساب شده ای را برای دانش آموزان درنظر بگیرد و دستور العمل های خاصی را برای انجام دادن تکلیف معین شده ارائه دهد. یادگیری از طریق همیاری چیست؟ یادگیری از طریق همیاری راهبردی است که دانش آموزان را در قالب گروه های منسجم و پایدار برای کار و تماس با یکدیگر برمی انگیزد. کار گروهی، بخش اصلی تحقق اهداف یادگیری در کلاس های درس است. یادگیری از طریق همیاری، مسئولیت پذیری شخصی را در میان تعاملات گروهی پرورش می دهد. به طوری که به گفته آلیسون کینگ در یادگیری از طریق همیاری، نقش معلم از «دانای صحنه کلاس به راهنمای عمل» تغییر می یابد. دانش آموزان اگر چه به صورت گروهی به یادگیری اقدام می کنند، ولی پیشرفت آنان در یادگیری، به صورت انفرادی سنجیده می شود.

 

* یادگیری از طریق همیاری، دارای نظم و ساختار است و تمرکز اساسی اش بر اطمینان یافتن از رخ دادن یادگیری است. انتخاب و فعال سازی گروه سبب می شود دانش آموزان بنابه دیدگاه ها، توانایی ها، قومیت و نژادهای مختلفی که دارند، به صورت خلاقانه عمل کنند.

 

واگذار کردن تشکیل گروه به خود دانش آموزان امکان دارد سبب تشکیل گروه های همگن شود، یعنی امکان دارد دانش آموزانی که گرایش هنری، علمی، اجتماعی، خانوادگی، طبقه اجتماعی و... خاصی دارند، به گروه های خاص تقسیم شوند. این کار سبب می شود کارآیی گروه ها کاهش یابد و کسب مهارت های اجتماعی به تأخیر افتد و تمرکز بر انجام تکلیف محوله تنزل یابد. از این روست که، توصیه می شود، معلم برای یادگیری از طریق همیاری و به منظور تشکیل گروه ها باید خود رأساً وارد عمل شود و گروه های ناهمگنی بسازد. در گروه های ناهمگن، اعضای گروه از زمینه های دانشی، هنری، قومی و... متفاوتی برخوردار  هستند. تعداد اعضای گروه در کلاس درس می تواند بین 4 تا 8 نفر متغیر باشد. این تعداد عضو برای گروه های دانش آموزی است که تا حدودی توانایی مدیریت زمانی و کلامی را دارند.

 

به دیگر سخن، اگر از نظر پایه های تحصیلی به تعیین اعضای گروه اقدام شود، بهتر است گروه های 4 نفری از پایه چهارم و پنجم دبستان به بالا تشکیل شود. برای پایه های اول تا سوم دبستان، کار دونفری مناسب تر است. گروه هایی با اعضای زیاد، امکان تنوع دیدگاه ها را افزایش می دهد، در حالی که گروه هایی با اعضای محدود برای تسهیل تعاملات اثر گذارند .

* یادگیری از طریق همیاری یک کلاس درس با ماهیت اجتماعی را پی ریزی می کند، که در آن دانش آموزان به همبستگی هایی می رسند که هدف مشترکی را دنبال می کنند و غالباً اعضای گروه در برابر فراگیری محتوای دروس از سوی همدیگر مسئولیت نشان می دهند. کار گروه معمولاً تا زمانی که همه اعضا بر محتوای درس تسلط نیابند خاتمه نمی یابد. افزون بر این، وقتی اعضای گروه در برابر یادگیری همدیگر مسئول اند و تلاش می کنند مطالب را به یکدیگر بیاموزند، یادگیری انفرادی را هم تجربه می کنند. پایداری گروه یا ثبات اعضای گروه بسته به توان همیاری آنان است.

استفاده از گروههای یادگیری همیار در کلاس درس

اگر گروه ها در کارهایشان پیشرفت خوبی نشان می دهند نیاز به تغییر دادن اعضای گروه ها نخواهد بود.

* یادگیری از طریق همیاری، مهارت های برقراری ارتباط دانش آموزان را می طلبد و آن ها را ارتقاء می دهد. موفقیت گروه به میزان اثرگذاری تعاملات، میان اعضای گروه بستگی دارد. پیش از آن که یادگیری از طریق همیاری آغاز شود، دانش آموزان باید برخی مهارت های مورد نیاز برای تعامل موفق گروهی را بیاموزند؛ مهارت هایی نظیر: تعبیر و تفسیر واژگان و جملات برای درک و فهم بهتر، ارائه و دریافت بازخورد، ایجاد فرصت برای دیگران جهت بیان ایده ها، خودداری از مجبور کردن گروه به پذیرش نظرات.

 

* یادگیری از طریق همیاری، بین مسئولیت شخصی و گروهی یادگیرندگان ایجاد توازن می کند. هر گروه و هر دانش آموز در درون گروه، باید کاری برای انجام دادن داشته باشد. به دیگر سخن، هر دانش آموز باید بر درسی که ارائه می شود، تسلط یابد و بتواند نمرات مورد قبولی را دریافت کند. نمرات گروه می تواند بخشی از نمرات یادگیرنده را تشکیل دهد و هیچ وقت نمره گروه نمی تواند به طور کامل نشان دهنده مسئولیت پذیری اصلی یادگیرنده باشد. مزایای یادگیری از طریق همیاری افزایش حضور در مدرسه و کلاس درس نیز می باشد.

با توجه به تعلقی که اعضای گروه ها به گروه خود دارند، تمایل آنان به حضور در مدرسه و کلاس افزایش می یابد. کسب نمرات بالا. به دلیل مشارکت فعال در کلاس، عزت نفس دانش آموز ارتقا می دهد و درک و فهم او را از مطالب درسی افزایش می دهد. مشارکت فعال، عزت نفس بالا، خوداتکایی و... زمینه ساز کسب نمرات بالا هستند.

 

منابع:

?- Cooper , Jim (1990). Cooperative Learning College Teaching: Tips From The Trenches, The Teaching Professor , 4 (5). ?-

King. Allison (1993), From Sage on The Stage to Guide on The Side, College Teaching. 41 (1). ?-

 Millis, Barbara (1993). Cooperative Learning, a Workshop Presented at Dalhousie University

.  

 

دکتر محرم آقازاده

24 خرداد 1382

روزنامه همشهری

برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی زیر کلیک کنید

بررسی روش های آموزشی در مناطق دو زبانه

بررسی روش های آموزشی در مناطق دو زبانه

موزش دو زبانه چیست؟ آیا طرح کار آمدی است ؟ اگر این برنامه تعطیل شود، چه خواهد شد؟ اصطلاح آموزش دو زبانه ، این روزها آهنگ ضربان قلب مردم را ناخودآگاه سرعت بخشیده است . برخی ، سرسختانه در مقابل آن قرار گرفته اند، برخی طرفدار آن هستند و تعداد اندکی نیز موضع بی طرفی اختیار کرده اند. جالب توجه این که به جز آنهایی که مستقیما با آموزش دو زبانه سروکار دارند- یعنی اولیا معلمان و دانش آموزان – بیشتر کسانی که در ایالات متحده آرای تندی علیه آموزش دو زبانه ارائه داده اند، از راه و رسم آن اطلاع چندانی ندارند. پیشوند"دو" در آموزش دو زبانه به معنای این است که دانش آموزان با دو زبان سرو کار دارند و هدف از آن ، هموار کردن راه عبور به سمت یادگیری زبان انگلیسی است، اما این شیوه انتقال ، متاسفانه بر نظری همه جانبه نسبت به توانش زبانی دانش آموزان بنا نشده است . به رغم این که این شیوه به دلیل عدم توجه به مزایای دو زبانه بودن، ضعیف و ناتوان می نماید، اما فرآیند انتقال  به زبان اول را تدریجا فراهم می کند.

 

ادامه مطلب ...

عوامل موثر در یادگیری

عوامل موثر در یادگیری

مقدمه
یادگیری (learning discomfort ) یک فرایند است. در هر فرایند عوامل و متغیرهایی در حال تعاملند. نوع و شدت تعامل ، تغییرات گوناگونی را به دنبال می‌آورد. بررسی همه عوامل موثر در فرایند تدریس ، امکان پذیر نیست. چند تا از مهمترین این عوامل که تاثیر آشکاری در روند یادگیری دارند عبارتند از: آمادگی ، انگیزه و هدف ، تجارب گذشته ، موقعیت و محیط یادگیری ، روش تدریس رابطه جز و کل ، تمرین و تکرار:


آمادگی
شاگرد باید از لحاظ جسمی ، عاطفی ، عقلی و … رشد کافی کرده باشد تا بتواند بخوبی یاد بگیرد و یادگیری زمانی برایش مفید خواهد بود که از هر نظر آمادگی لازم داشته باشد. او حتی اگر بعضی از جنبه‌های آمادگی را کسب نکرده باشد، یادگیری برایش خستگی آور و کسل کننده خواهد شد و چندان پیشرفتی نخواهد کرد. مثلا در یادگیری نوشتن ، اعصاب و عضلات دست و انگشتان باید به قدر کافی رشد کرده و آمادگی داشته باشند. اگر کودکی را که از لحاظ جسمی و روانی آمادگی یاد گرفتن و نوشتن را ندارد، تعلیم بدهیم، جریان یادگیری او در این زمینه حتی در سال‌های بعدی به کندی پیش خواهد رفت، در صورتی که اگر همین کودک در سنی که آمادگی کافی دارد، تحت تعلیم قرار گیرد، نوشتن را زودتر فرا خواهد گرفت و در این زمینه سریعتر پیشرفت خواهد کرد.

آمادگی در زمینه‌های مختلف متفاوت است. ممکن است فرد از لحاظ عقلی آماده باشد ولی از نظر عاطفی نسبت به امر مورد نظر فاقد احساس مطبوع باشد. مثلا ترس از معلم احساس عدم امنیت ، دلهره ، اضطراب و پریشانی فکر ممکن است یادگیری را در زمینه مورد نظر مختل کند. رشد و آمادگی ذهنی افراد نیز در فهم و یادگیری علوم مختلف متفاوت است. مثلا ممکن است شاگردی در مرحله‌ای از رشد خود آماده درک علوم تجربی باشد، ولی برای درک علوم اجتماعی هنوز آمادگی لازم را بدسن نیاورده باشد. بنابراین ، معلم باید آمادگی هر یک از شاگردان خود را تدریس مواد درسی در نظر داشته باشد و فعالیت‌های آموزشی خود را متناسب با سطح آمادگی آنان عرضه کند.

هر چه فرد آمادگی بیشتری برای رفتار معینی داشته باشد، برای انجام دادن رفتار ، به محرک کمتری نیاز دارد. مثلا خنداندن یک انسان خوشحال بسیار ساده‌تر از خندان یک شخص غمگین است. هر چه فرد آمادگی کمتری داشته باشد‌، تحرک بیشتری برای ایجاد آن رفتار لازم است. تدریس و فعالیت معلم زمانی بیشترین تاثیر را در یادگیری خواهد داشت که شاگرد به آمادگی لازم رسیده باشد و در غیر این صورت شاگرد همچون چراغی که فتیله آن پایین کشیده شده باشد، هرگز برافروخته نمی‌شود و چیزی نخواهد آموخت.

انگیزه و هدف
یادگیری معلول انگیزه‌های متفاوتی است. یکی از این انگیزه‌ها که نقش مهمی در جریان ییادگیری میل و رغبت شاگرد به آموختن است. رغبت هر کس است که نیروی فعالیت را افزایش می‌دهد. برای اینکه شاگردان در ضمن یادگیری فعال باید به موضوعی که می‌خواهند قرا بگیرند علاقمند باشند. برای ایجاد رغبت ، لازم نیست موضوعات درسی را به طور تصنعی جالب توجه نشان داد، همینکه مطالب و مفاهیم درسی بر اساس نیاز شاگردان تنظیم شده باشد و مسائل اساسی و واقعی آنان را مطرح سازد و به آنان در برخورد با محیط کمک کند، رغبت آنان برانگیخته خواهد شد.

یکی دیگر از عوامل ایجاد انگیزه ، هدف است. هدف به فعالیت انسان و جهت و نیرو می‌دهد. اگر انسانی در طول زندگی خود هدف قابل وصولی نداشته باشد، پویایی و حرکت خود را از دست خواهد داد. هدف ارزشمند، فرد را به خواستن و طلب کردن وادار می‌کند. در مدارس ، هدف‌های تربیتی باید انعکاس از احتیاجات و تمایلات شاگردان باشد و بطور واضح بیان شود.

معلم و دانش آموز باید بدانند غرض از فعالیت‌های آموزشی در یک مقطع زمانی خاص چیست. مشخص بودن هدف‌ها در مدرسه ، سبب هماهنگی پیش فعالیت‌های معلم و شاگرد می‌شود و آنان را به اجرای فعالیت‌های متنوع بر می‌انگیزد و جهت و میزان پیشرفت آنان را نشان می‌دهد، محیط مدرسه و کلاس را آموزنده و نشاط آور می‌سازد و سطح یادگیری شاگردان را گسترش داده و یادگیری را عمیق‌تر و موثرتر می‌کند.

تجارب گذشته
آموخته‌ها و تجارب گذشته شاگرد ساخت‌شناختی وی را تشکیل می‌دهد. آمادگی شاگرد در حد وسیعی تحت تاثیر تجارب گذشته اوست. فرد زمانی می‌تواند مفاهیم و مسائل جدیدی را درک کند که مفهوم و مساله جدیدی با ساخت‌شناختی او مرتبط باشد. در واقع ، فرآیند یادگیری همچون روند رشد است. همچنان که رشد جریانی دائمی است، یعنی گذشته ، حال و آینده آنان با هم ارتباط دارد، یادگیری نیز جریانی است که تجارب گذشته پایه و اساس وضع فعلی آن را تشکیل می‌دهد و آنچه فرد در آینده خواهد آموخت باید متناسب با تجارب او در زمان حاضر باشد.

فرد وقتی مفهومی را واقعا می‌‌آموزد که پایه و ریشه در تجارب گذشته‌اش داشته باشد. اگر این ارتباط برقرار نشود، یادگیری به معنی خاص خود صورت نخواهد گرفت. بنابراین معلم همواره باید فعالیت‌های آموزشی را بر اساس تجارب گذشته شاگردان و متناسب با ساخت‌شناختی آنان طراحی و اجرا کند. توجه به این امر شرط اساسی موفقیت در کارها تربیتی است. معلم آگاه در فعالیت‌های آموزشی و پرورشی ابتدا زمینه‌ها و تجارب گذشته شاگرد را بررسی می‌کند، توان او را برای درک و هم مسئله جدیدی می‌سنجد و مفاهیم جدید را با توجه به سطح دانش او ارائه می‌دهد. مثلا اگر معلم ریاضی در تدریس مفهوم تازه ، زمینه‌های قبلی شاگردان را به دست فراموشی بسپارد و آموزش خود را بدون توجه به مطالب و دانش قبلی آنان در این زمینه آغاز کند، هرگز موفق نخواهد بود.

البته ممکن است در اینجا سوال مطرح شود که با توجه به اینکه تجارب گذشته شاگردان یک کلاس ، دلیل تفاوت در شکوفایی استعداد ، محیط خانواده و سطح تربیت والدین یکسان نیست. چگونه ممکن است معلم روش تدریس خود را متناسب با تجارب همه شاگردان انتخاب کند. اگر چه چنین امری کار آسانی نیست، اختلاف سطح دانش‌آموزان را می‌توان از طریق آموزش ترمیمی یا فعالیت‌های متنوع دیگر که به حل این مسئله کمک می‌کند‌، از میان برد.

موقعیت و محیط یادگیری
موقعیت و محیط یادگیری از عوامل بسیار موثر در یادگیری است. محیط مانند نور ، هوا ، تجهیزات و امکانات آموزشی. طبیعی است هر چه امکانات آموزشی ، کتابخانه و منابع مختلف علمی مناسب‌تر و بیشتر باشد، یادگیری شاگردان در مقایسه با یادگیری شاگردان مدرسه‌ای که دارای فضای مناسب نیست و در آن جز کتاب درسی منابع دیگری یافت نمی شود بسیار متفاوت خواهد بود.

محیط ممکن است عاطفی باشد. رابطه معلم و شاگرد ، رابطه شاگردان با هم ، رابطه والدین با هم و نگرش والدین و مربیان در زمینه تربیت کودکان ، همگی می‌تواند در میزان یادگیری شاگردان موثر باشد. موقعیت آموزش منظم همراه با محبت و احترام متقابل ، نسبت به محیط‌های خشک و تهی از عواطف ، تاثیر بیشتری در یادگیری احترام متقابل ، نسبت به محیط‌های خشک و تهی از عواطف ، تاثیر بیشتری در یادگیری خواهد داشت. عاطفه به عنوان یک عامل بسیار موثر می‌تواند در جریان یادگیری عمل کند.

عواملی نظیر عدم امنیت ، ترس ، اضطراب ، نومیدی ، شک و تردید می‌توانند در فعالیت‌های آموزشی از همه امکانات یاد شده برخوردار باشد، شاگرد را به کنجکاوی و تلاش برای یادگیری و حل مسائل ذهنی خود واردار می‌سازد. البته محیط و موقعیت تلاش برای یادگیری و حل مسائل ذهنی خود وادار می‌سازد. البته محیط و موقعیت یادگیری باید متناسب با آمادگی ، استعداد ، نیاز و گرایش شاگردان باشد.

اگر مجموعه عوامل موجود در محیط برای شاگرد برانگیزنده و قابل درک نباشد، مساله‌ای در ذهن او ایجاد نخواهد شد یا در صورت وجود مساله ، شاگرد توانایی حل آن را نخواهد داشت. به هر حال ، امکانات محیط آموزشی ، اعم از نیروی انسانی و تجهیزات ، وضع اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی خانواده نگرش والدین و مربیان نسبت به تحصیل و آموزشگاه و هزاران عامل محیطی دیگر می‌تواند در کیفیت و کمیت یادگیری شاگردان موثر باشد.

روش تدریس معلم
در کنار شرایط و امکانات آموزشی نیرویی انسانی و بویژه معلم ، از مهمترین عوامل تشکیل دهنده محیط‌های آموزشی است. تاثیر موقعیت و امکانات مناسب بر هیچ فردی پوشیده نیست. اما امکانات و تجهیزات بدون وجود معلم کارایی لازم را نخواهد داشت. معلم با شناخت امکانات به تجهیز مناسب محیط آموزشی می‌پردازد. محیط و امکانات آموزشی را سازماندهی می‌کند‌، موقعیت آموزشی مناسب را بوجود می‌آورد و با شناخت استعداد ، علایق و توانایی شاگردان ، آنان را در طریق صحیح یادگیری هدایت می‌کند.

البته چنین نقشی به دانش و اعتقادات معلم بستگی دارد. اگر چه کنجکاوی و ارضای آن را بدیهی ترین احتیاجات شاگردان است. اگر معلم با نظریه ها و اصول یادگیری آشنا نباشد و تدریس را فقط انتقال واقعیت‌های علمی بداند و تجارب یادگیری را منحصر به نشستن در کلاس ، گوش دادن و حفظ کردن مطالب شنیده شده یا نوشته شده در کتاب تصور کند، مسلم است که در تقویت کنجکاوی و پرورش استعداد و تفکر علمی شاگردان چندان موفقیتی به دست نخواهد آورد. زیرا شاگرد که همواره علاقمند به فکر کردن است. در بررسی عوامل مختلف باید فرصت حرکت و جنبش داشته باشد تا بتواند به هدف‌های آموزشی برسد. یادگیری بدون تلاش و فعالیت و تعامل با محیط صورت نخواهد گرفت.

کسی که می‌خواهد یاد بگیرد باید فعالیتی متناسب با علایق و توان خود داشته باشد. و اگر در روش تدریس معلم این نکات در نظر گرفته نشود، مدرسه و کلاس برای شاگرد جالب توجه و جذاب نخواهد بود، اما اگر معلم خود را راهنما و ایجادکننده شرایط مطلوب یادگیری بداند و بجای انتقال اطلاعات ، روش کسب تجربه را به شاگردان بیاموزد، آنان در برخورد با مسائل فعال‌تر خواهند شد، از منابع مختلف استفاده خواهند کرد، اطلاعات لازم را به دست خواهند آورند، به سازماندهی آن خواهد پرداخت و آن را تحلیل خواهند کرد تا به حل مسائل نایل شوند.

با چنین روشی ، شاگرد نه فقط حقایق علمی را فرا می‌گیرد. بلکه با روش‌های علمی کسب معرفت نیز آشنا خواهد شد، طرز کار را با منابع مختلف و نحوه استفاده از مطالب درسی برای حل مساله را خواهد آموخت و در فرِآیند یادگیری ، ابتکار و خلاقیت خود را به کار خواهد انداخت.

توجه به کل به جای جز
طرفداران مکتب گشتالت معتقدند کل ، اجزا را در یک طرح و زمینه قرار می‌دهد و ارتباط آنها را روشن می‌سازد. به نظر ایشان ، اجزا به تنهایی بی‌معنی و نامفهوم هستند ولی وقتی در یک طرح زمینه قرار بگیرند، معنی و مفهوم آنها روشن می‌شود. طرح یا کل قابل انتقال و تعمیم است، اما اجزا و کیفیت خالص آنها این خصوصیت را ندارد طرح یا کل ، عناصر را مشخص می‌سازد و آنها را در یک زمینه خالص به هم ارتباط می‌دهد.

مطالعه فرایند یادگیری نشان خواهد داد که حرکت از کل به جز روند یادگیری را بهتر و فهم مطالب را آسان‌تر می‌کند. اجزا به تنهایی بی‌معنی و نامربوط هستند و در طرح و کل ، معنی پیدا می‌کنند. البته کل معادل مجموع اجزا نیست و بررسی تک تک اجزا و روی هم قرار دادن آنها سبب تصور کل نمی‌شود. کل عبارت است از نحوه ارتباط و پیوند اجزا با هم و تا این ارتباط مشخص نشود، اجزا قابل فهم نیستند.

در جریان تدریس ، معلم باید در حد امکان ، ابتدا مطالب درسی را به صورت کل مطرح کند و ارتباط اجزا با کل را مشخص سازد و پس از آن به بررسی و تحلیل اجزا بپردازد. مطالعه جزئیات بدون در نظر گرفتن رابطه آنها با هم و همچنین رابطه آنها با کل ، موجب پریشانی فکر خواهد شد، در حالی که مطالعه از کل به جز با مشخص کردن روابط جز با کل ، قدرت تحلیلی در فراگیران می‌دهد و در نتیجه یادگیری معنی‌دار می‌شود. به عبارت دیگر ، حفظ و فکر و تکرار ، جای خود را به فهم و اندیشه می‌دهد.

تمرین و تکرار
برای بسیاری از دست‌اندرکاران آموزش و پرورش، هنوز این سوال‌ها مطرح است : تمرین و تکرار چه نقشی در فرآیند یادگیری دارد؟ آیا پیشرفت یادگیری مستقیما تابع تکرار است؟ اگر چنین نیست، شرایط تمرین و تکرار چیست؟ مساعدترین موقعیت برای تمرین کدام است؟ تکالیف تکراری مدارس می‌تواند برای شاگردان مفید باشد یا نه؟

در پاسخ به سوالات مطرح شده باید گفت: تاثیر تمرین و تکرار در کل فرآیند یادگیری و حیطه‌های مختلف آن بویژه در حیطه روانی – حرکتی ، انکار ناپذیر است. همه این ضرب‌المثل قدیمی در کار نیکو کردن از پر کردن است،را شنیده‌اند و واقفند که بازی روی یخ یا رانندگی فقط در نتیجه تمرین و تکرار یاد گرفته می‌شود. و اگر تکرار نشوند، دیر یا زود به دست فراموشی سپرده خواهند شد.

ولی این نکته نیز غیر قابل انکار است که کیفیت اجرای تمرین ، مقدار و زمان آن نقش بسیار مهمی در تثبیت یا عدم تثبیت رفتار دارد. چنانکه آزمایش‌های متعدد نشان داده است، اجرای تمرین در زمان غیر متمرکز ، اثر یادگیری بیشتری نسبت به اجرای تمرین در زمان متمرکز دارد. مثلا شاگرد موضوع مورد یادگیری را در دو تمرین بیست دقیقه‌ای ، زودتر از یک تمرین چهل دقیقه‌ای یاد می‌گیرد. از همین رو ، تمرین و تکرار موثر باید شرایط و ویژگی خاصی داشته باشد، از جمله اینکه باید منظم و مرتب و طول دوره‌های آن مناسب باشد و در شرایط واقعی و طبیعی انجام پذیرد.

اگر شاگرد در اوضاع و احوال ساختگی و غیر طبیعی تمرین کند، مطلع شود. زیرا اطلاع از پیشرفت ، او را به کوشش وا می‌دارد. تمرین نباید بیش از حد طولانی و خستگی‌آور باشد. هر گاه عملی به طور سریع و متوالی تکرار شود ، اغلب موجب کاهش کارایی تمرین می‌شود. به این معنی که شخص در انجام دادن آن عمل به تدریج کندتر و ضعیفتر می‌شود، تا اینکه سرانجام از انجام دادن آن سرباز می‌زند. در واقع خستگی یادگیری را کاهش می‌دهد.

منبع: رشد

برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی زیر کلیک کنید