آموزش فناوری دانلود

آموزش و پرورش - فناوری -دانلود

آموزش فناوری دانلود

آموزش و پرورش - فناوری -دانلود

تعریف اقدام پژوهی:

تعریف اقدام پژوهی:

تعریف اول:

اقدام پژوهی یا معلم پژوهنده ، رویکردی آموزشی و پژوهشی است که هدف از آموزش و بکارگیری آن حل چالشها و مسائلی است که معلمان در حین عمل و به ویژه طی فرآیند یاددهی-یادگیری با آن مواجه می شوند.یعنی معلم به شیوه ای علمی و پژوهشی در فرآیندی نظام مند ، ضمن تمرکز بر چالشهای پیش رو ، با پرورش فرضیاتی درباره آنها در ذهن خود ، به جمع آوری اطلاعات درباره آنها پرداخته و آنها را به آزمون بگذارد و بدین وسیله ضمن دسترسی به راه حلهای مناسب و بکارگیری آن ، به حل مشکلات و موانع موجود بپردازد و بهسازی فرآیند آموزش ، به تحقق یادگیری مناسبتر و مطلوبتر دست یابد.

تعریف دیگری از اقدام پژوهی:

اقدام پژوهی شکلی جامع از جستجوی علمی است که از طریق مشارکت در موقعیتهای آموزشی به منظور بهبود سودمندی ، معقول بودن و صحت و درستی اعمال تربیتی انجام می شود.هدف اقدام پژوهی در آموزش و پرورش کمک به معلم و سایر کارکنان آموزشی مدرسه ، دربرقراری ارتباط بین دیدگاهایشان از آموزش و پرورش با اعمالی است که روزانه در ارتباط با دانش آموزان انجام می دهند.بعبارت دیگر اقدام پژوهی در واقع نمود تفکر معلم به مثابه یک پژوهشگر است که او با مشارکت در آن می تواند به بهبود فهم خود از آموزش ، حل مشکلات درسی ، بهبود اعمال تربیتی و اثربخشی بیشتر در کلاس دست یابد.

منبع:

1-معلم پژوهنده ، رویکردی به توسعه و بهسازی منابع انسانی آموزش و پرورش ، دکتر مهدی شریعت زاده

2-اقدام پژوهی ، بنیاد اندیشه معلمان پژوهنده ، نسرین حق گو

برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی زیر کلیک کنید

کشف یک مفهوم علمی

کشف یک مفهوم علمی

((الگوی دریافت مفهوم)) یکی از الگوهایی است که در تدریس به‏کار می‏رود و معلمان دوره‏ی ابتدایی با آن کاملا" آشنا هستند. مراحل کار در این الگو بدین ‏صورت است: معلم مفهومی را که می‏خواهد تدریس کند، در نظر می‏گیرد. این مفهوم می‏تواند یکی از مفاهیم‏ ریاضی،علوم، جغرافی و....... باشد.

 

او مفهوم را در ذهن خود نگه می‏دارد و به بچه‏ها می‏گوید: ((امروز یک بازی درپیش داریم. موضوعی در ذهن من است که شما باید به آن برسید. البته من شما را تا حدودی راهنمایی می‏کنم.)) شاید بازی بیست سؤالی در ذهن فراگیرندگان تداعی شود، اما الگوی دریافت مفهوم با این بازی تفاوت‏های بسیاری دارد! معلم جدولی روی تخته می‏کشد ‏که ‏دوستون ‏دارد: ستون‏‏ بله ‏و ستون ‏خیر. بی‏شک ‏هر مفهومی ‏مثال‏ها و نمونه‏هایی دارد؛ مفهوم پستان‏دار: سگ، گربه، گاو و...یا مفهوم ‏رسانا: میخ، سکه ‏و... معلم با توجه به مفهومی که در ذهن دارد و به‏منظور کمک به دانش‏آموزان‏برای‏دریافت آن، نمونه‏ها و مثال‏هایی راکه مفهوم مورد ‏نظرش را دارند، در ستون‏ بله قرار می‏دهد.

رضیه‏هایی در ذهن بچه‏ها در راستای شناخت مفهوم شکل می‏گیرد. اما تنها ارائه‏ی نمونه‏هایی که ‏ویژگی ‏مورد نظر را دارند، کافی نیست. برای کمک‏ بیشتر به دانش‏آموزان در تعیین قلمرو مفهوم، نمونه‏هایی را نیز که فاقد ویژگی مورد نظر هستند، در ستون‏ خیر قرار می‏دهد. این کار نه‏ تنها در رسیدن ‏به ‏مفهوم‏ به ‏دانش‏آموزان کمک‏ می‏کند، بلکه فرصتی برای مقایسه، تجزیه و تحلیل، استدلال و درک عمیق مطلب به دانش‏آموزان می‏دهد.

 

قصد ما در این‏ الگو، انجام‏ یک ‏بازی‏ ساده‏ی ‏بیست ‏سؤالی ‏نیست، بلکه‏ باید در طول‏ کار، تک‏تک دانش‏آموزان ‏درگیر فرایند تفکر ‏باشند. با ارائه‏ی مثال‏های دارای مفهوم و فاقد آن در ستون‏های ‏بله و خیر، فرضیه‏هایی در ذهن برخی از دانش‏آموزان شکل می‏گیرند. دانش‏آموزی‏ فریاد می‏زند، فهمیده که موضوع از چه قرار است. او را آرام می‏کنیم.

 

باید چهار پنجم کلاس با دنبال کردن تفکر خود به مفهوم برسند و بعد مفهوم مورد نظر در جمع بیان شود. او را آرام می‏کنیم و با یک مثال او را امتحان می‏کنیم. از او می‏پرسیم: ((اگر دقیقا"مطمئن ‏هستی، بگو این نمونه (مثالی می‏زنیم) در ستون بله جای دارد یا درستون خیر؟)) ممکن است واقعا"به مفهوم مورد نظر رسیده باشد. از او می‏خواهیم ساکت‏ بماند. بازی ادامه پیدا می‏کند. کم‏کم تعداد زیادی از دانش‏آموزان به مفهوم موردنظر پی ‏می‏برند و مفهوم کشف می‏شود.

 

غرور خاصی در بچه‏ها شکل می‏گیرد؛ غروری ناشی از کشف یک مفهوم. گذشت زمان را در کلاس درک نکرده‏اند و یک‏ ساعت گذشته است. اگراین مفهوم با‏ روش سخن‏رانی ارائه می‏شد، زمان چه‏قدر دیر می‏گذشت! و چه‏قدر با بی‏حوصلگی همراه بود! درطول این جریان در ذهن تک‏تک افراد چه گذشته است؟ پرداختن به‏این موضوع نیز یکی از گام‏های مهم در این الگوست.

 

پس از این‏که مفهوم مورد نظر از سوی اکثر افراد دریافت و در جمع بیان‏شد، از دانش‏آموزان‏می‏خواهیم‏ تفکراتی را که در طول کار داشته‏اند، شرح دهند. آن‏ها از فرضیه‏هایی که‏ در طول‏ تدریس‏ ساخته‏اند می‏گویند، از زمان‏هایی که ‏‏فرضیه‏ی خود را محکم ‏می‏پنداشتند و گویی‏ به‏ مفهوم‏ رسیده‏اند و بعد‏‏ناگهان با ارائه‏ی یک‏مثال‏ در ستون بله و یا خیر از سوی معلم، فرضیه‏ی خود را از دست‏رفته دیده‏اند و باز فرضیه‏ای دیگر.

 

آن‏ها هم‏چنین‏از علل‏ ساختن و خراب‏شدن فرضیه‏هایشان ‏می‏گویند و به‏طور کامل راهبردهای ‏تفکر خود را‏ تحلیل‏ می‏کنند. بدین‏صورت تدریس ‏با این ‏الگو به ‏پایان ‏می‏رسد. ما دانشجویان درس ((روش تدریس علوم تجربی))، در اواخر ترم‏ تحصیلی، به‏منظور محک توانایی‏هایمان در کاربرد و استفاده‏ی عملی از آموخته‏ها، به ارائه‏ی‏کنفرانس ‏و اجرای آزمایشی تدریس در کلاس درس دست زدیم. ابتدا کل کلاس‏ را به ‏گروه‏های ‏سه ‏نفری تقسیم کردیم.

 

بعد از گروه‏بندی با مشورت و کمک‏استاد، موضوع آشنایی ‏با استان‏هایی که‏با مرکزشان هم‏نام هستند را انتخاب کردیم. بعد از آن نوبت این بود که شیوه‏ی مناسبی برای ارائه و آموزش این درس انتخاب‏کنیم؛ شیوه‏ای‏ که ‏دانش‏آموز را به‏فعالیت، چالش و تفکر وادارد و در نهایت، یادگیری حاصل شود. ما شیوه‏ی الگوی دریافت ‏مفهوم را شیوه‏ی مناسبی دیدیم و تصمیم گرفتیم ‏بر مبنای این‏ الگو به ‏تدریس این درس بپردازیم. در شروع کار براساس اولین گام از الگو که عرضه‏ی مطلب و شناسایی مفهوم است، باید اطلاعات، امکانات ‏و تجهیزات ‏لازم ‏برای تدریس را تدارک می‏دیدیم. به این منظور، فهرستی از اطلاعات‏ و وسایلی را که‏ باید‏ فراهم می‏آوردیم، تهیه ‏کردیم و با توجه به آن، میان اعضای گروه تقسیم کار کردیم.

 

کوشیدیم استان‏هایی را انتخاب کنیم که تا حد امکان سبب شوند، دانش‏آموزان برای یافتن مفهوم مورد نظر به چالش کشیده شوند و با توجه به اطلاعات ارائه شده، به حدس زدن و فرضیه‏سازی بپردازند و در نهایت هم‏ بتوانند مفهوم موردنظر (استان‏هایی ‏که‏ با‏ مرکزشان هم‏نام هستند) را شناسایی کنند. اطلاعات هر استان را با جست‏وجو در اینترنت فراهم کردیم. به‏ منظور جذابیت بیشتر و گریز از شیوه‏ی یکنواخت و خسته‏کننده‏ی سخن‏رانی صرف و عمق بخشیدن به یادگیری، موقعیت جغرافیایی هر استان را با نقشه‏ای که استان موردنظر را به ‏صورت ‏برجسته ‏و رنگی ‏نشان‏ می‏داد، نمایش دادیم.

باس محلی، آثارباستانی ‏و اماکن دیدنی، صنایع‏دستی و سوغات هر استان را نیزبا عکس ‏و ‏تصویر به ‏نمایش ‏در آوردیم. به ‏منظور آشنا کردن دانش‏آموزان با زبان، گویش یا لهجه‏ی مردم هر استان و نیز جذاب‏تر کردن تدریس، تصمیم‏گرفتیم که‏ در میان ‏دوستانمان، از آن‏هایی که اهل استان‏های مورد نظر هستند، بخواهیم جمله‏ای ‏را به‏ زبان‏ و لهجه‏ی‏ خود بگویند. گفته‏ها را ضبط‏ کنیم و هنگام ارائه‏ی اطلاعات هر استان، برای‏دانش‏آموزان پخش کنیم. البته ‏این‏کار با توجه‏به امکانات ‏محدود ما، بسیار سخت و مشکل‏آفرین بود.

 

اگر این مفهوم (مفاهیم علمی) با روش سخن‏رانی ارائه می‏شد، زمان چه‏قدر دیر می‏گذشت و چه‏قدر با بی‏حوصلگی همراه بود!

 

صدای بچه‏ها را با گوشی ‏همراه‏ ضبط  می‏کردیم. بماند که چه‏قدر از پله‏های خوابگاه‏های متفاوت‏‏بالا و پایین رفتیم تا توانستیم افرادی را که زبان یا لهجه‏ی موردنظرمان راداشتند، پیداکنیم؛ تازه اگر لطف می‏کردند و اجازه می‏دادند که صدایشان را ضبط‏ کنیم. بعداز همه‏ی این‏ها متوجه‏ شدیم که صداها توی گوشی‏های‏همراه‏ با فرمت ((ای.ام.آر)) ضبط می‏شوند و برای ‏انتقال‏به‏پاورپوینت، بایدبه‏فرمت ((ام.پی.تری)) تبدیل شوند‏که‏ با توجه به‏کمبود امکانات، این‏کار برای‏ ما ‏بسیار مشکل‏آفرین شد. به هرحال‏ با تلاش‏های زیادی موفق به‏‏پخش صدا روی پاورپوینت شدیم. باید اضافه‏کنم، یکی‏دیگر از مشکلات این ‏کار نسخه‏ی‏ متفاوت پاورپوینت‏روی سیستم‏های متفاوت‏ بود که در کارما اشکال ایجادمی‏کرد. بعد از جمع‏آوری تمام اطلاعات لازم برای تدریس، به‏ کمک ‏استاددر مورد نحوه‏ی چیدمان و ترتیب ارائه‏ی اطلاعات به دانش‏آموزان، تصمیم‏ گرفتیم تمامی ‏اطلاعات ‏گردآوری‏ شده‏ را با استفاده از پاورپوینت طبقه‏بندی کنیم و اطلاعات هر استان‏ را در یک‏اسلاید ‏بگنجانیم.

 

با توجه به دومین گام از الگوی دریافت مفهوم که آزمون دست‏یابی به مفهوم است، در این مرحله می‏یابد بعد از ارائه‏ی اطلاعات مربوط به اولین استان، به دانش‏آموزان بگوییم که این استان با مفهوم موردنظر ما منطبق است یا خیر و با ارائه‏ی اطلاعات استان‏های دیگر و با پاسخ بله و خیر به دانش‏آموزان، به آن‏ها فرصت دهیم تا حدس بزنند، فرضیه بسازند و مثال‏هایی را ارائه دهند و بالاخره به مفهوم موردنظر دست یابند.

 

قابل ذکر است که دانش‏آموزان کلاس را قبل از شروع تدریس با استفاده از تکه‏هایی از عکس‏هایی که مربوط به استان‏های موردنظر بودند و در اختیارشان قرار دادیم، گروه‏بندی کردیم. برای آسان شدن و جذابیت کار، کارت‏هایی را که‏ نام استان‏ها روی آن‏ها درج شده بود تدارک دیدیم و روی تخته یا دیوار در جدولی که به دو بخش بله و خیر تقسیم شده بود، چسباندیم. در آخر برای عمق بخشیدن به یادگیری و در راستای گام سوم از الگویدریافت مفهوم، ازدانش‏آموزان خواستیم درباره‏ی تفکرات خود شرح و توضیح دهند و مثال‏ها و فرضیه‏هایشان را به بحث ‏و گفت‏وگو  بگذارند.

 

منبع

رشد مدرسه‏ی فردا، شماره‏ی 1، دوره‏ی ششم. مهرماه 1388

برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی زیر کلیک کنید

ویژگیهای تدریس فعال

ویژگیهای تدریس فعال

کی از مقوله های مهم در آموزش و پرورش فرایند یاددهی و یادگیری است .به عبارت دیگر تمامی فعالیتهای آموزش و پرورش در جهت بسترسازی مناسب برای تحقق این فرایند می باشد. در رأس این فرایند، دانش آموزان قرار دارند و همه فعالیت ها، مانند تأمین معلم، مواد آموزشی، فضای آموزشی و ... در خدمت او قرار می گیرد. مفهوم فرایند یاددهی – یادگیری در این فرایند واژه های تدریس، یادگیری، ارزشیابی، مواد آموزشی، تعامل معلم و دانش آموزان و ... مطرح می باشد که تعاریف واژه های اصلی ارایه می شود.

 

ادامه مطلب ...

آموزش از راه بازی

آموزش از راه بازی

مقدمه

 

دانش آموزی بر دیوار مدرسه ای نوشته بود : « ای کاش همیشه تعطیل بود! »

عجب جمله تأمل انگیزی! چه چیزی برای این  دانش آموزان تا این حد رنج آور است که آرزوی تعطیلی مدرسه را می کنند؟ اگر روزی مدیر یا ناظم مدرسه به آن دانش آموزان بگوید که مدرسه چند روزی تعطیل است؛ می توانید تصور کنید که آنها چه قدر خوشحال می شوند؟ چرا باید چنین باشد؟

 

پاسخ من این است که آنها از بودن در مدرسه لذت نمی برند، ولی اگر در کوچه و خیابان و یا در خانه باشند، احساس آرامش و لذت می کنند. با دوستان خود بازی می کنند و خلاصه این که هر کاری را که دوست داشته باشند انجام می دهند و کسی به آنها زور نمی گوید! به یاد می آورم روزهایی را که آموزگار کلاس اول دبستان بودم، همیشه دانش آموزان از من می پرسیدند: « آقا چند زنگ دیگر باقی مانده؟ » و یا آن سال را که یکی از دانش آموزان کلاس اول از من پرسید: « آقا کی آزادمان می کنید؟».حال این اتفاقات از روی تصادف است یا آگاهانه، نمی دانم، ولی فکر می کنم که واقعا چرا باید این طور باشد؟ آیا کلاس من زندان است یا مدرسه بسان زندانی است که دانش آموزان پس از زنگ آخر از آن فرار می کنند و آزاد می شوند؟

 

این قصه پر غصه هر روز اتفاق می افتد و کم تر کسی به فکر حل این مشکل می افتد .شاید شما تا به حال پاره کردن کتاب ها را پس از امتحان آخر سال در مدارس راهنمایی و دبیرستان ندیده باشید! ولی من آن را دیده ام و فکر می کردم که ای کاش فیلمبرداری از سازمان صدا و سیما می آمد و آن منظره تأسف انگیز را جلوی در مدرسه به تصویر می کشید که چگونه کتاب های پاره پاره شده، قصه غصه های ما را بیان می کند؟

به هر حال اگر معلمی هم به فکر حل این مشکل باشد، ممکن است در عمل، با مخالفت مدیر، معاون و یا طعنه های بعضی از معلمان روبه رو شود. انشاءالله زمانی فرابرسد که ما در تمام مدارس کشور شاهد آموزش لذت بخش و فعال دانش آموزان میهن خود باشیم.

 

فلسفه آموزش لذت بخش

 

آموزش لذت بخش رویکردی است که در آن دانش آموزان و کودکان بازی می کنند و آموزش با فعالیت های لذت بخش صورت می گیرد. اصل این بذر، قرن ها پیش پاشیده شده است. اما افسوس که از آن خوب باغبانی نکردیم و آن گونه که باید آن را پرورش ندادیم .

 

افلاطون بر این عقیده است که پس از تولد کودک، باید زندگانی او همراه با حرکت و جنبش باشد و نیز شرایط زندگانیش چنان باشد که از یک سو دستخوش درد، ترس و تشویق نباشد و از سوی دیگر نازپرورده بار نیاید.

سقراط نقش بازی را نه تنها در رشد و پرورش کودکان و نیز در تحول منش آنان می پذیرد؛ بلکه آنرا زمینه ای می داند برای شناختن توانایی های آنان. « برای آموزش کودکان زور به کار مبر. بگذار آموختن برای آنان به شکل بازی درآید. بدین سان، توانایی هایشان را بسی بهتر خواهی شناخت.»

 

کومنیوس  کوشش داشت با بکار بستن اصولی که به آن معتقد بود، تا آن جا که می تواند کار دشوار مدرسه را آسان کند و جریان آموزش را به صورت خوشایند و حتی بازی و سرگرمی در آورد. او این اندیشه را در پاسخ به انتقادهایی که در مجارستان از او شده بود به خوبی روشن کرده است: « تمام کوشش من برای آن است که کار فرساینده مدرسه را به بازی و سرگرمی بدل کنم. رفتاری که در مدرسه با کودکان، حتی نجیب زادگان، در پیش می گیرند، چنان است که گویی آنها برده اند. آموزگاران داشتن چهره عبوس، بکار بردن سخنان خشن و کتک زدن را مایه اعتبار خود می شمارند. آن چه می خواهند، این است که شاگردان در هراس باشند و نه این که دوستشان بدارند. من بارها، در نهان و آشکار، گفته ام که این راه درست نیست. اما هشدار من هیچ گاه سودی نداشت. هم از آغاز گفتم که باید نمایش هایی برگزار کرد؛ زیرا به تجربه دریافته ام که برای از میان بردن سستی و برانگیختن هوش، وسیله ای بهتر از نمایش یافت نمی شود. اما به من گفتند که تو را برای کارهای جدی فراخوانده ایم و نه این گونه سرگرمی ها و نقش های خنده آور که درخور « ژزوئیت ها » ست. پاسخ من این بود که همین سرگرمی هاست که به هدف های جدی می انجامد.

 

« جان لاک » درباره آموزش به کودکان، بر خوشایند کردن جریان آموزش تأکید می نهد و بازی و سرگرمی را برای فراگرفتن الفبا و به کار بردن کتاب های داستان را برای آموزش خواندن پیشنهاد می کند.

« فروبل » آلمانی معتقد بود که کودک  از راه پاسخ های طبیعی که به محیط و چیزهای پیرامون خود می دهد، آنها را می شناسد. برای کودک این پاسخ یا فعالیت، همان بازی کردن است. بازی است که آگاهی به محیط را در کودک پدید می آورد . بازی کردن، طبیعی ترین راه آگاهی به محیط و آگاهی از خود است؛ زیرا بازی آزاد ترین فعالیت است و همه هستی کودک چون یک کل در آن جلوه گر می شود. آزادی و فعالیت و خودکاری، برترین جنبه انسان است و بازی به طور لازم کودک را به جهان بزرگ تر پیوند می دهد.

 

فروبل برای نخستین بار به برپا کردن باغ کودکان یا کودکستان می پردازد و با این نام گذاری این نکته را می رساند که کودکان مانند نهال هایی هستند که طبیعت، نیروی حیاتی رشد و تحول را در درون آنها نهاده است و این نیروها به طور طبیعی و با پیمودن مراحل طبیعی جلوه گر می شوند.

 

از این رو، نقش تربیت باید واگذارنده باشد نه بازدارنده؛ یعنی به نیروهای نهفته کودک اجازه شکفتن بدهد و این شکفتن یعنی بکار آمدن یا واقعیت یافتن به وسیله فعالیت خود کودک صورت می گیرد و کار مربی، تنها راهنمایی و هدایت است.

در دهه های آخر قرن هیجدهم و دهه های اول قرن نوزدهم، متخصصان تعلیم و تربیت در فرانسه و آلمان مشاهده کرده بودند که وقتی به کودکان امکان جنب و جوش آزادانه داده شود، موجوداتی بسیار شاد و فعال می شوند. آنان معتقد بودند که کودکان نیازمند تحرک هستند و اگر این نیاز بر آورده نشود به احتمال زیاد در یادگیری آنان تاثیر منفی خواهد داشت. در نتیجه این بینش بود که برخی بازی های سازمان یافته و سازمان نیافته در بعضی از مدارس اجراشد.

فیلسوفان آموزش و پرورش دو  سه قرن پیش، از بسیاری جهات به آموزش و پرورش همان طور که متخصصان امروز نگاه می کنند، می نگریستند. به نظر آنها به دو دلیل زیر، تحرک باید در برنامه ریزی های درسی گنجانده شود:

 

1- پرورش کودکانی راحت و شاد که بتوانند در کلاس درس، دانش آموزانی، مشتاق یادگیری باشند.

2- تنش های کودکان را که به نوبه خود در یادگیری آنان ممکن است تاثیر منفی داشته باشد، کاهش دهد.

 

فعالیت در کلاس

 

کودکان تحرک و فعالیت را دوست دارند؛ اما در بسیاری از کلاس های درس فعالیت و تحرک کودکان برای معلم کم تر قابل تحمل است. کودکانی که در جای خود آرام می نشینند و در طول تدریس دست به سینه و ساکت اند و فقط به معلم توجه می کنند، بیشتر مورد قبول معلم واقع می شوند.

 

تحقیقاتی که در طول 40 سال گذشته انجام شده است، نشان می دهد که بی تحرکی ممکن است به یادگیری هوشمندانه و مطلوب منجرنشود. پژوهشگران از سال های 1960 در بسیاری از نقاط جهان در مورد تعامل فعالیت ها و تمرین های بدنی در یادگیری فعالیت های آموزشی، حافظه و بالاخره آموخته های دانش آموزان به تحقیق پرداخته اند. برخی از مطالعات در مورد تحصیل و یادگیری های کلاسی است که هم زمان با فعالیت های بدنی انجام گرفته و تعدادی در مورد یادگیریهایی است که بعد از انجام فعالیت های بدنی و بازی بوده است.

 

« گوتین  و  دیجنارد  » به این نتیجه رسیدند که فعالیت بدنی ملایم در یادگیری عمل جمع در ریاضی می تواند موثر باشد، در حالی که فعالیت شدید بدنی، در یادگیریهایی که بلافاصله بعد از آن، انجام می گیرد تاثیر منفی می گذارد .

برخی از پژوهشگران ژاپنی به روابط یادگیری با فعالیت بدنی علاقه مند شده اند.

« ماتسودا  سوگی هارا » در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که بعد از بازی سبک با دوچرخه، در یادگیری تفریق و انجام تمرین های بعدی مربوط به آن پیشرفت قابل توجهی مشاهده شده است.

« ریلو » در دو مطالعه در سال های 1960 به بررسی ارتباط میان میزان شایستگی و تطابق در کلاس با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پرداخت .او بعد از تحقیق به این نتیجه رسید که ساکت نشاندن دانش آموزان باهوش و شایسته برای مدت طولانی در کلاس درس فشار زیادی به روان آنان تحمیل می کند. کودکان شایسته و سر آمد اگر مدت طولانی بدون تحرک در کلاس یا جلسه امتحان بنشینند، از آزمون های مربوط، اعم از کلاسی و هوشی، نمره های کم تری خواهند گرفت .داده های تحقیقات مذکور این فرضیه را تایید می کند که: اگر در آموزش کودکان، از بازی و تحرک استفاده شود، یادگیری به بهترین وجه صورت می گیرد.

 

از جمله تحقیقات دیگری که این فرضیه را تایید می کند، نتیجه تحقیقی است که به همت « کرنبای »   انجام شده است. او نشان می دهد که توانایی یادگیری ریاضیات در کودکان بلافاصله بعد از انجام بازی دوچرخه سواری سبک، تا 45 درصد افزایش یافته است.

پژوهش دیگری به کوشش « سالتز  و  دانرورث » در مورد یادگیری هم زمان با ورزش انجام گرفته است و نشان می دهد که به خاطر سپردن جملاتی در مورد موضوعات گوناگون، همراه و هم زمان با ورزش و جنب و جوش، به مراتب بهتر از زمانی بوده است که کودکان بی تحرک مجبور به حفظ آنها بوده اند.

هم چنین نتایج تحقیقات گوناگون نشان داده است که انجام دادن یک ساعت تمرین های بدنی و ورزش سبب رهایی از فشار ساعت های کلاس درس و در نتیجه آموزش و یادگیری بهتر می شود.

 

در یکی دیگر از مطالعات انجام شده نتیجه گرفته شد که هر گاه مفاهیم دستور زبان را از طریق بازی های آموزشی و غیر آموزشی به کودکان بیاموزیم، آنها در مقایسه با گروهی که همین مفاهیم را از طریق آموزش سنتی و رسمی می آموزند به طریق معناداری پیشرفت بیشتری نشان می دهند. این آزمایش بر اساس این فرضیه طرح شده که شرکت کودکان در بازی ها سبب انگیزش آنها در یادگیری مفاهیم خواندن و دستور زبان خواهد شد. از ین رو، او از آزمایش خود نتیجه می گیرد که حالت انگیزشی خوبی که در اثر شرایط بازی حاصل می شود، یادگیری زبان را به نحو مطلوبی تسریع می کند.

 

دیدگاه اسلام درباره تاثیر بازی در رشد کودک

 

قصه حضرت یوسف ( ع ) را اکثراً شنیده ایم که برادران یوسف به بهانه بازی و سرگرمی او را به صحرا بردند و در چاه انداختند و ماجرا ادامه پیدا کرد تا پایان داستان. جالب این جاست که یعقوب پیامبر ( ع ) در برابر استدلال فرزندان نسبت به نیاز یوسف ( ع ) به گردش و تفریح هیچ پاسخی نداد و عملاً آن را پذیرفت. این خود دلیل بر این است که هیچ عقل سالمی نمی تواند این نیاز فطری و طبیعی را انکار کند .

اسلام با توجه به این نیاز طبیعی دستور می دهد که کودکان را تا هفت سالگی آزاد بگذارید تا بازی کنند. امام صادق ( ع ) فرموده اند: بگذار فرزندت تا هفت سال به بازی بپردازد، در هفت سال دوم  به تأدیب او همت بگمار و در هفت سال  سوم  مراقب او باش .

در روایتی آمده است، رسول خدا ( ص ) با جمعی از صحابه از جایی عبور می کردند، کودکان را در حال خاک بازی دیدند، برخی از صحابه خواستند آنها را از بازی کردن باز دارند، پیامبر ( ص ) فرمود: بگذارید آنها بازی کنند، که خاک محل پرورش کودکان است .

 

اسلام علاوه بر این که واپس زدن این تمایل را نهی می کند، توصیه ای دارد که پدران و مادران امکانات لازم برای بازی کردن کودکان را فراهم کنند و در هر موقعیت و مقام اجتماعی نیز که هستند وقتی را برای بازی با فرزندان خویش اختصاص دهند و خیال نکنند که در صورت بازی با فرزندشان اقتدار یا متانت آنان خدشه دار خواهد شد و یا به عبارتی، سبک خواهند شد. در روایات اسلامی داریم که پیامبر ( ص ) آن قدر به بازی کودکان اهمیت می دادند که به هنگام سجده، نوه خردسالش، حسین ( ع ) که بر پشت آن حضرت می نشستند تا از پیامبر ( ص ) سواری بگیرد؛ پیامبر سجده را طول می دادند.

 

در برخی از روایات به نمونه ای از انواع بازیها و ورزش ها اشاره شده است. برای مثال، در روایتی از قول پیامبر ( ص ) آمده است: به فرزندان خود شنا و تیر اندازی بیاموزید. هم چنین رسول گرامی اسلام ( ص ) وجود حالت فعال و وجد را در طفل خردسال، نشان دهنده فزونی خرد و اندیشه او در بزرگسالی دانسته، می فرماید: شیطنت و لجاجت و ستیزه جویی کودک در دوران خردسالی او، نشانه فزونی عقل و اندیشه او در بزرگسالی است. در حدیث دیگری نیز فرمودند:

چه خوب است فرزند انسان در خردسالی بازیگوش،  پر تلاطم و بالأخره متمرد باشد تا از این حالت طغیان آمیز او شخصیتی در بزرگسالی سر بر آورد که از حلم و خویشتن داری و مقاومت و پایداری برخوردار باشد. سپس آن حضرت فرمودند: سزاوار است که طفل خردسال منحصراً این چنین بوده، بازیگوش و پر جنب و جوش باشد.

 

در روایتی از پیامبر اسلام ( ص ) آمده است:

هر کسی که کودکی نزد اوست، باید برای او کودک شود.

می توان از این حدیث این استفاده را کرد که آموزگاران که کودکان برای تعلیم و تربیت به آنها امانت داده می شوند باید با احساسات و تمایلات کودکان آشنا باشند و آنها را درک کنند و خلاصه زبان کودکی را بلد باشند .

چون که با کودک سر و کارت افتاد                 پس زبان کودکی باید گشاد

 

یکی از زبانهای کودکی زبان بازی کردن است!

 

آرای تربیتی دانشمندان اسلامی در زمینه بازی

 

به عقیده « ابن سینا » هدف از آموزش کودک پنج چیز است: 1- ایمان  2- اخلاق نیکو 3 - تندرستی  4- سواد  5- هنر و پیشه

 برای نیل به این اهداف، توصیه هایی کرده است که بعضی از آنها به بازی ارتباط دارد؛ از جمله: محروم نکردن دائمی کودک از آن چه که مورد تمایل اوست، ایجاد رقابت سالم بین فرزندان، تشویق فرزند به ادامه تحصیل تا 14 سالگی. البته تا این سن نباید تمام وقت او صرف تحصیل شود، بلکه قسمتی از آن نیز باید به ورزش و بازی اختصاص یابد.

 

توضیح این که او عقیده دارد که اطفال تا 6 سال از تمایلات خود پیروی می کنند و بر اولیای اطفال است که همواره آنها را از آن چه که به آن تمایل دارند، محروم نکنند و آن چه که باعث محدود شدن کودکان است بر آنان تحمیل نکنند. سلب آزادی و جلوگیری از جنب و جوش بازی کودکان را، زمینه ای برای افسردگی های بی موقع و زودرس سبب می شود تا رغبت ها از بین برود و کودکان بیمارگونه شوند .

 

برنامه تحصیل به نظر « امام محمد غزالی » عبارت است از: 1- قرآن  2- خواندن و نوشتن  3- اخبار  4- اخلاق 5- ادب  6- حکایات پارسایان  7- روزی یک ساعت بازی .

استاد علامه، « شهید مطهری » بر اساس کلمات قصار علی ( ع ) در نهج البلاغه، معتقد است که در تربیت باید دل ها را از ناحیه میل آنها بدست آورد، یعنی معلم باید کوشش کند که میل قلب را پرورش دهد و به زور متوسل نشود، چه قلب اگر مورد اکراه و اجبار قرار گیرد، کدر می شود و واپس می رود.

 

به اعتقاد وی ترس و ارعاب و تهدید در انسان عامل تربیت نیستند و نمی توان از این طریق استعدادها را پرورش داد. وی معتقد است که در یادگیری، کودکان باید شاد و خندان و خوشبخت باشند.

 

منبع

احمد شوشتری

مجله رشد تکنولوژی آموزشی شماره 6

برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی زیر کلیک کنید

70راه برای آموزش اثر‏بخش۲

70راه برای آموزش اثر‏بخش

در 3 هفته‏ی اول سال تحصیلی

از تجربه‏های سبز آموزگاران جهان یاد بگیریم

6. برای شروع تدریس، از تصویر، طرح، معما، چند پرسش خاص و یا هر شیوه‏ی دیگری که ذهن بچه‏ها را درگیر می‏کند، استفاده کنیم (توفان ذهن برای فراگیری بهتر مفاهیم).

37. پیش از شروع مبحث جدید، پرسش‏های دانش‏آموزان از مبحث قبلی را روی تخته‏سیاه بنویسیم و بکوشیم با مشارکت بچه‏ها، پاسخ و پرسش‏ها را بیابیم.

38. تا پیش از رفع اشکالات دانش‏آموزان، مبحث جدیدی را آغاز نکنیم.

 

39. هر جلسه از بچه‏ها بخواهیم درس جلسه‏ی آینده را مطالعه کنند و نکاتی را که به نظرشان مبهم می‏رسد، روی برگه‏ای بنویسند و به شما بدهند. با این کار، هم شما با نکات مورد توجه بچه‏ها اشنا می‏شوید و هم بچه‏ها به مطالعه‏ی مباحث درسی پیش از تدریس، عادت می‏کنند.

40. از بچه‏ها بخواهیم هر جلسه یک خبر مهم از روزنامه یا مجله‏ی ویژه‏ی سنشان را بنویسند و همراه خود سر کلاس بیاورند. روی خبر مورد نظر بحث کنیم و هر جلسه را به بحث روی یکی از موضوع‏ها اختصاص دهیم.

 

41. از دانش‏آموزان بخواهیم برنامه‏ها و آرزوهای خود را روی برگه‏ای بنویسند و یک کپی از آن را پیش خودشان نگه دارند و اصل برگه را به شما بدهند. به این ترتیب، شما از اهداف آن‏ها آگاه می‏شوید و آن‏ها هم اهدافشان را از یاد نمی‏برند.

42. با اجرای برنامه‏هایی مثل برگزاری جلسه‏ی بحث و گفت‏و گو ارائه‏ی مباحث درسی در کلاس و... آن‏ها را برای حضور در جمع آماده کنیم.

43. برنامه‏های پرورشی مانند بازدید‏ها، برنامه‏های فرهنگی و... را از همان روزهای نخست شروع سال تحصیلی آغاز کنیم.

 

44. اجرای برنامه‏های ورزشی از دیگر نیازهای دانش‏آموزان هستند. برگزاری بازی‏ها و برنامه‏های ورزشی آن‏ها را از نظرجسمی و روانی آماده می‏کند.

45. درباره‏ی فلسفه و هدف آموزش و پرورش با بچه‏ها صحبت کنیم تا همکاری و همراهی بیشتری با ما داشته باشند.

46. راه‏های جایگزین را به آن‏ها بیاموزیم.

 

47. با همکاری دانش‏آموزان در فضای کلاس، تغییراتی ایجاد کنیم تا فضا برای آن‏ها دوست‏داشتنی‏تر شود.

48. آموزگار دموکراتی باشیم. هر چند رعایت نظم ضروری است، اما در پایه‏ی ابتدایی باید کمی آزادانه‏تر عمل کرد.

49. پژوهش و تحقیق و شیوه‏ی آن را به دانش‏آموزان سوم ابتدایی به بعد بیاموزیم و کمک کنیم تا برای پژوهش‏هایشان از منابع تحقیقاتی استفاده کنند.این کار از شروع سال تحصیلی جدید، برای بچه‏ها به عادت تبدیل می‏شود.

 

50. برای فراگیری (آموزش) مفاهیم درسی هیجان ایجاد کنیم. برای این کار کافی است در کنار تدریس، همان مفهوم درسی، فعالیت علمی، بازدید یا یک کار آزمایشگاهی ترتیب دهیم.

51. شماره تلفن محل کار والدین دانش‏آموزان را داشته باشیم.

52. دلیل غیبت‏های آن‏ها را جویا شویم.برخی از غیبت‏ها به‏ویژه در نخستین روزهای شروع سال تحصیلی، ممکن است به دلیل ترس از مدرسه باشد.

 

هدیه

53. تشویق نیازی انکارناپذیر برای پیشرفت تحصیلی است. این تشویق می‏تواند زبانی، با اهدای جایزه و یا هر شکل دیگری باشد. روزهای نخست شروع سال تحصیلی نیاز دانش‏آموزان بیش‏تر از هر زمان دیگری است.

54. دانش‏آموزان باید واکنش‏های مثبت و منفی ما را ببینند.اما این واکنش‏ها، به‏ویژه واکنش‏های منفی، باید تنها با تغییر لحن کلام یا چهره، بدون هر گونه توهین صورت گیرد. در روزهای نخست سال تحصیلی، بچه‏ها بیش از هر زمان دیگری نسبت به رفتار آموزگار حساس هستند.

55. با گروه‏بندی دانش‏آموزان، فعالیت‏های آن‏ها را منسجم کنیم.

 

56. به دانش‏آموزانی که از نظر درسی ضعیف‏اند، مسؤولیت‏های آموزشی محول کنیم.

57. به دانش‏آموزان فرصت بدهیم تا در همین روزهای نخست سال تحصیلی، مهارت‏هایشان را نشان بدهند. برای این کار به آن‏ها فرصت فعالیت بدهیم.

58. با والدین جلسات خصوصی برگزار کنیم. تأثیر این جلسات بیش از جلسه‏های چندین نفره‏ی اولیا و مربیان است.

 

59. از همین روزهای نخست شروع سال تحصیلی، بچه‏ها را به نوشتن عادت بدهیم. برای این کار از آن‏ها بخواهیم هر روز حداکثر در دو تا سه خط، درباره‏ی موضوعی که دوست دارند، مطلبی بنویسند.

60. مجله‏ یا کتابی مناسب با سن دانش‏آموزان انتخاب کنیم و با قسمت‏بندی ان، هر روز بخشی از آن را همراه دانش‏آموزان در کلاس بخوانیم. این کار مهارت خواندن را در آن‏ها تقویت می‏کند و باعث آشنا شدن با لغت‏های جدید می‏شود.

61. بازی‏های فکری به‏ویژه آن‏هایی که به صورت پرسش و پاسخ هستند، شروع خوبی برای تقویت حافظه‏ی دانش‏آموزان محسوب می‏شوند.

 

62. از بچه‏ها بخواهیم هر کدام عکسی از خودشان بیاورند. عکس‏ها را روی مقوا بچسبانیم و مشخصات مختصری از بچه‏ها را زیر آن‏ها بنویسیم. این تابلو را در کلاس نصب کنیم تا دانش‏آموزان با یکدیگر بیش‏تر آشنا شوند.

63. گروه‏ها، اعم از کار گروه‏ها و یا گروه‏های ورزشی و... می‏توانند برای خود سر گروه انتخاب و کارت عضویت صادر کنند. این کار فعالیت آن‏ها را منسجم‏تر و ارتباط آن‏ها را بیش‏تر می‏کند. به‏عنوان آموزگار، به این برنامه‏ریزی‏ها هویت ببخشیم و آن‏ها را هدایت کنیم.

64. در صورت نیاز به تکمیل آموزش برخی مفاهیم، می‏توانیم سرعت آموزش را کند کنیم.

 

65. تکلیف شب، مکمل آموزش‏های مدرسه است، به‏شرطی که میزان آن‏ به حدی باشد که مانع از تفریح و بازی بچه‏ها نشود.

66. از بچه‏ها بخواهیم دفترچه‏ای تهیه کنند. در هر صفحه، کارهایی را که دوست دارند در طول یک روز انجام بدهند بنویسند و روبه‏روی آن‏هایی که انجام داده‏اند، علامت بزنند. این کار زمان‏بندی را به آن‏ها می‏آموزد.

67. هر روز از یک دانش‏آموز بخواهیم پیش از شروع کلاس یا در پایان ساعت کلاس، داستان کوتاهی را تعریف کند. این کار کم‏رویی روزهای اول مدرسه را برطرف می‏کند.

 

68. خلاصه‏نویسی، یکی دیگر از برنامه‏هایی است که می‏تواند در همین روزهای شروع سال تحصیلی، بچه‏ها را با نوشتن و کوتاه نوشتن آشنا کند. برای این کار در پایان هر جلسه و یا هر یک جلسه در میان، از بچه‏ها بخواهیم چند خط درباره‏ی مطالبی که یاد گرفته‏اند، بنویسند.

69. هنگام تدریس درس‏هایی مثل ریاضیات یا علوم به بچه‏ها اجازه بدهیم راه‏حل‏های مختلف، حتی راه‏حل‏های اشتباهشان را با جرئت بگویند. پس از آن، همراه همه‏ی بچه‏ها، روی راه مورد نظر بحث کنیم.

70. اگر دانش‏آموزان در پایه‏ی قبل نیز در همین مدرسه بوده‏اند، با آموزگار سال گذشته‏ی آن‏ها گفت‏و گویی داشته باشیم تا از هر نظر بهتر و زودتر با شرایط آن‏ها آشنا شویم.

 

منبع

ترجمه و تدوین؛ مهتاب خسروشاهی

رشد آموزش ابتدایی، دوره‏ی 12،شماره‏ی 1،مهر 88

برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی زیر کلیک کنید