اعتماد به نفس ، عبارت است از احساس اطمینان نسبت به خود. به عبارت دیگر ، اعتماد به نفس یک فرد به نحوه ی احساس اودرباره ی (( من )) خویش بستگی دارد .شما در مورد خودتان چگونه فکر می کنید ؟ آیا نظر مساعدی نسبت به خودتان دارید و به خودتان احترام می گذاریم ؟ اگرپاسخ شما به سوالات اخیر مثبت باشد ، در این صورت می توان گفت که شما از یک من قوی و ایده آل ، برخوردار هستید ، اما اگرشما نظر مساعدی نسبت به خودتان نداشته باشید و برای خودتان احترام قایل نشوید ، می تون گفت که شما دارای من ضعیفی هستید .مع الو صف ، باید گفت که نظر فرد نسبت به خودش در موقعیتهای مختلف زندگی یکسان نیست و ممکن است که او دریک موقعیت خودش را خوب و قوی بپندارد ، ولی در موقعیت دیگری خود پنداری ضعیفی داشته باشد .
اما ، چیزی که تاسف آور است ، این است که اغلب ما ، معمولا” بیشتر به جنبه های ضعیف خودمان اهمیت می دهیم و تمام توجه امان را بر روی نکته ضعفهایمان متمرکز می کنیم نه بر وی امتیاز اتمان . پس ، چاره کار چیست ؟ نخستین قدم شما برای تقویت و بالا بردن اعتماد به نفستان ،درک و فهم این حقیقت باید باشد که اعتماد به نفس ، در واقع همان نظر و عقیده ای است که شما راجع به خودتان دارید. آگاهی از این امر منجر به این خواهد شد که در تقویت اعتماد به نفستان در مسیر صحیحی گام بردارید . در مرحله’ بعدی ، باید از خودتان بپرسید که چرا در برخی از جنبه های زندگی دارای اعتماد به نفس کافی نیستند ؟ یک دلیل آن ، شاید مورد مقایسه قرار دادن خودتان با افراد دیگر باشد .
به این ترتیب ، اگر در این مقایسه شما خودتان را کمتر از دیگران بدانید، مسلما” خود پنداریتان رو به نقصان خواهد نهاد. به طور کلی ، هنگامی که شما خودتان را با فرد دیگری مقایسه می کنید ، این فرد ، چه یک هنرمند باشد ، و چه یک ورزشکار ، یک وکیل ، یک پزشک ، یک تاجر ، و یک دانشجو ، اگر آن فرد را در برخی خصوصیتها بهتر از خودتان بدانید ، خود پنداری شما تضعیف خواهد گشت . اما ، جهت مقابله با این وضعیت و جهت این که خود پنداری صحیح و مناسبی از خود داشته باشید ، بهترین شیوه نگریستن به سایر افراد، داشتن یک نگرش کلی است – نگرشی که در آن ، همه’ انسان ها با هم برابر در نظر گرفته می شوند . به عبارت بهتر ، به هنگام مقایسه خود با دیگران باید به این نکته توجه داشته باشید که هر انسانی دارای منابع مختلفی است . هیچ کس یک مرد یا یک زن نیست . بلکه پیش از هر چیز دیگری همه یک انسان هستید .
شما با یک اسب برابر نیستید ، زیرا یک اسب بسیار قوی تر از شماست .، اما شما در مورد قدرت خودتان نسبت به آن اسب ، هیچ نقصی در خودتان احساس نمی کنید . سرعت یک سگ بسیار سریعتر و هیکل یک فیل ، بسیار تنومندتر از شماست اما شما در این گونه موارد نیز هیچگونه کمبودی در خودتان احساس نخواهید کرد ، زیرا این حیوانات خارج از دایره ی تعمیم شما به عنوان یک انسان ، قرار دارد . برخی از ما ، افراد دیگر را دارای خصلتهایی می بینیم که خود فاقد آن ها هستیم و لذا در خودمان احساس کمبود می کنیم . این احساس کمبود و عدم کفایت – حتی اگر در مورد یک جنبه’ جزئی و کوچک باشد – سریعا” در سرتاسر وجود و در کلیت خود
پنداری ما ، گسترش می یابد . ولی اگر ما همه ی مردم را به چشم یک انسان بنگیرم ، در آن صورت ، دیگر همه کس با هم برابر خواهند بود . بلند و کوتاه ، ثروتمند و فقیر ، دانا و نادان ، چاق و لاغر و . . . همگی بی معنا هستند .
ما به عنوان یک انسان همگی یکی هستیم و تفاوت و رقابتی بین ما وجود ندارد . بنابراین ، از آن جا که رقابت بین انسانها بی معناست ، ما نه می توانیم موقعیت خودمان را به عنوان یک انسان بالاتر ببریم و نه می توانیم آن را پایینتر آوریم . ما همیشه یک انسان بوده ایم ، هستیم و خواهیم بود و این یک واقعیت انکار ناپذیر است . اگر ما دیگران را به عنوان یک انسان بنگریم ، متوجه خواهیم شد که هر انسانی در روی زمین ، توانایی انجام کارهایی را دارد که ما نداریم . از طرف دیگر ، ما هم می توانیم کارهایی انجام دهیم که دیگران نمی توانند ، اما این امتیازات ، ما را از دیگران کوچکتر یا بزرگتر نمی سازد ، بلکه فقط باعث تفاوتهایی بین ما و دیگران در برخی از زمینه های خاص زندگی می گردد . بنابراین ، اگر کسی خصلتی داشته باشد که ما نداشته باشیم ، و این مسئله ممکن است از نظر آن کس نوعی برتری به حساب آید ، ولی از نظر ما ، آن خصلت ، تنها تفاوت ساده ای بین ما و او خواهد بود .
بر دو درخت نظری اندازید . یکی از این درختان ، ماموت تنومندی با عمری بیش از هزار سال است ، آن دیگری ، درخت کاج کوچکی است که در بیشه زارها روئیده است . آیا از نظر شما ، درخت ماموت تنومند از درخت کوچک کاج برتر است ؟ مسلما” این طور نیست . از نظر شما ، آنها هردو فقط یک درخت هستند ، یکی کوچک و یکی بزرگ . به این ترتیب ، زمانی هم که بر دو نفر انسان می نگرید ، چه یکی از آنها استعداد بیشتری نسبت به دیگران داشته باشد ، چه نه ، آنچه که شما خواید دید فقط دو نفر آدم خواهد بود ، نه بیشتر و نه کمتر . اگر شما موفق شوید که عملا” مردم دیگر را در شکل واقعی خودشان ، بدون اصرار در برتر دانستن یکی بر دیگری و رقابت بین آنها ، ببینید ، در آن صورت می توان گفت که شما به درجه’ بالایی از اعتماد به نفس دست یافته اید و خودتان را آنچه که هستید – یعنی به یک انسان- می بینید .
هرکس دارای امتیازی نسبت به دیگران است ، شما دارای چه توانائی هستید که دیگران ندارند ؟ مسلما” شما می توانید کارهایی انجا دهید که افراد دور و برتان قادر انجام آن کارها نیستند . آیا داشتن این توانائیها ، شما را برتر از دیگران می سازد ؟ یا این که فقط به این معناست که شما می توانید کاری را بهتر از برخی از افراد دیگر ، انجام دهید ؟ اگر در زندگی شما ، شخصی وجود داشته باشد که که شما با نگاهی از پایین به بالا ، او را برتر از خودتان می پرداند در این صورت لازم است که برروی اعتماد به نفستان اندکی کار کنید .
از طرف دیگر،اگر در زندگی شما کس دیگری وجود داشته باشد که شما با نگاهی از بالا به پایین ، او را کمتر از خودتان می پندارید ، باز هم لازم است به تقویت اعتماد به نفستان مشغول شوید . اما اگر شما همه’ انسانها را – چه آنهایی را که قبلا” برترین برترینها و چه آنهایی را که کم ترین کمترینها هستید – با خودتان برابر بدانید ، در این صورت می توان گفت که سطح اعتماد به نفس شما خوب و طبیعی است . شما ، در صورتی از اعتماد به نفس بالایی برخوردار خواهید شد که در رقابت دائم با تنها چیزی که احساس رقابت را در شما تحریک می کند – یعنی خودتان – قرار داشته باشید . در این صورت ، زندگی از نظر شما چیزی همانند یک بازی جلوه گر خواهد شد – یعنی ، موقعیتهای دشوار زندگی را در حکم قوانین یک بازی در نظر خواهید گرفت. (ماجرای مارتین نمونه ی خوبی از قضیه ی ((رقابت با خود)) است . مارتین که در یک مغازه ی موکت بری مشغول به کار بود . مشکل او این بود که دائما” سعی کرد در کار خودش سریعتر و بهتر از دیگران باشد ، اما هرگز موفق به این کار نشده بود .
بعد از مدتی ، مارتین تصمیم گرفت که فقط با خودش به رقابت بپردازد .، به همین منظور ، او برای اولین بار در طول زندگی اش یک زما سنج و دفترچه یاد داشتی را با خودش به یک مجتمع ساختمانی برد که قرار بود اتاقهای آپارتمانهای آنجا را موکت کند . با شروع کار ، مارتین با استفاده از زمان سنج ، مدت زمانی را که صرف موکت کردن اتاقها می کرد ، اندازه گرفت و در دفترچه یادداشت کرد . در روز اول ، موکت کردن اتاق خواب یکساعت ، هال دو ساعت اتاق پذیرایی یک ساعت و ده دقیقه ، و راه پله ها دو ساعت ساعت ونیم ، طول کشید . روز بعد که مارتین برای موکت کردن کردن خانه ی دیگری از خانه های همان مجتمع مراجعه کرد ، بیش از هر زمان دیگری برای شروع کارش اشتیاق داشت .
به همین دلیل ، او دفترچه و زمان سنج را از جیبش بیرون آورد و خیلی زود ، آماده ی کار شد . هدف او این بود که کارش را خیلی سریعتر از روز قبل انجام دهد . پس از شروع به کار ، بدون آن که مارتین متوجه باشد ، زمان به سرعت سپری شد و او موفق شد که در مجموع ، نیم ساعت زودتر از دفعه قبل کارش را به پایان ببرد . بعد از آن روز ، مارتین برای دست یابی به رکوردی بهتر ، هر روز بر سرعت کارش افزود و با این رویه ای که در پیش گرفت طولی نکشید که او در مغازه ای که مشغول به کار بود ، به سریعترین موکت بر تبدیل شد . در مرحله ی بعد ، مارتین کیفیت کارش را تا آن جا که ممکن بود بالا برد ، به صورتی که در کار او و فاصله و خط بین موکتها از نگاه بیننده اصلا” به نظر نمی آمد و موکتها تمام حاشیه ی دیوارها را کاملا” می پوشاندند و زیبایی کار را بیشتر می کردند . بعد از این مرحله ، مارتین که دیگر معروفترین موکت بر منطقه شده بود ، لازم دید که به عنوان یک هدف مهم ، مغازه مستقلی برای خودش باز کند ، بنابراین ، شروع به پس انداز کردن درآمدهایش کرد . مارتین مصمم بود که به بازی رقابت با خودش ادامه دهد ، لذا ، هر زمانی که پولی گیرش می آمد ، با خودش عهد می کرد که هفته ی بعد ، دو برابر آن را کسب کند . این گونه بود که مارتین در عرض دو سال توانست بزرگترین مغازه’ موکت بری شهرشان را بخرد و لازم به گفتن نیست که همراه با موفقیت او در کارش ، اعتماد به نفس او نیز دو چندان شد .
و این نبود مگر در نتیجه رقا بت با خود . هر زمان که کسی هدفی برای خودش تعیین می کند ، با دست یافتن به آن هدف ،خود پنداری او تقویت می شود، این امر چه در مورد اهداف بلند مدت ، چه میان مدت و چه کوتاه مدت ، صادق است . اهدافی که توام با (( رقابت با خود )) هستند ، بسیار سهل الوصولند ، چرا که به هنگام رقابت با خود ، تمام کوشش ما صرف این می شود که کاری را بهتر یا سریعتر از دفعات قبل انجام دهیم ، به این ترتیب ، رسیدن به هدفی و تکمیل کاری ، باعث احساس رضایت و تقویت (( من )) ما می شود . شما هم می توانید همانند مارتین ، تمام کارهایتان را با استفاده از یک زمان سنج با سرعت بیشتری نسبت به دفعات قبل به انجام برسانید . همچنین ، می توانید معیارهایی از قبیل افزایش میزان سطح ریلاکس بدنتان ، افزایش تعداد کارهای خیر خواهانه ای که هر هفته انجام می دهید ، و افزایش تعداد اهدافی که در یک زمان معینی به آنها دست می یابید را به عنوان انگیزه هایی برای (( رقابت با خودتان )) در نظر بگیرید .
آنچه که لازم است در انجام کاری آنگونه باشید ، این است که تمام سعی و تلاش خود را به کار ببرید . اگر چه ممکن است شما با تلاشی که می کنید روزی به یک برسید و روز دیگری به ده ، نباید نگران نباشید ، زیرا اصولا” ساخت انسان چنین است که تحت تاثیر نوسانات ریتمهای گوناگونی قرار دارد ( اصل ریتم ) . بنابراین ، زمانی که شما با وجود تمام تلاشی که می کنید ، نمی توانید به نتایج مطلوبی دست یابید ، نباید احساس گناه بکنید ، زیرا شما هر چه در توان داشته اید ، به کار برده اید. گذشته از آن ، شما همیشه تحت تاثیر نیروهایی قرار دارید که کنترل این نیروها از اختیار شما خارج است (که ما در اصطلاح کلی این نیروها را خواست خدا ، قضا و قدر ، قسمت و … می نامیم ). در واقع ، شما فقط توان کنترل بازخوردها ، نگرشها ، عواطف و احساسات خودتان را دارید ، نه بیشتر.
هیچ چیز در دنیا به اندازه ی احساس برنده بودن نمی تواند اعتماد به نفس انسانها را تقویت کند . اگر شما در موقعیتی برنده باشید، اعتماد به نفستان تقویت خواهد شد. اگر شما در انجام کاری بهتر از دفعات قبل عمل کنید ، در این صورت احساس برنده بودن خواهید کرد.
بنابر آنچه گفته شد ، اولین قدم شما برای تقویت اعتماد به نفستان ، عبارت خواهد بود از انتخاب زمینه ای در زندگی که در آن خوب عمل می کنید اما قصد دارید بهتر عمل کنید.
اکنون ، جهت رقابت با خودتان برای پیشبرد فعالیت مورد نظر ، این پیشرفت را برای خودتان یک هدف قرار دهید.قبل از همه ، مشخص سازید که وضعیت کنکونی شما نسبت به آن فعالیت چگونه است و چگونه می توانید این وضعیت را بهتر کنید . آیا می خواهید کمیت را افزایش دهید؟ آیا می خواهید سرعت را بالا ببرید؟ آیا به فکر پیشرفت در کیفیت زندگی و کارتان هستید؟؟؟
سرانجام ، برای رسیدن به اهدافتان ، برنامه های عملی تدارک ببینید. به این منظور ، همیشه تصویر رسیدن به اهدافتان را در ذهنتان داشته باشید و با تمسک به این تصویر ، تا زمان رسیدن به آن اهداف ، در این مسیر گام بردارید . به این ترتیب ، شما با پرداختن به رقابت با خودتان ، پس از کسب موفقیت در این رقابت ، قادر خواهید شد موفق شدن و برنده بودن را برای خودتان ، تبدیل به عادت کنید که نتیجه ی آن چیزی نخواهد بود ، مگر افزایش اعتماد به نفس در شما.
منبع: تبیان
برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی زیر کلیک کنید
دو راه پایهای و اساسی برای اینکه مغزتان را سالم و سرحال نگه دارید وجود دارد: تنوع و کنجکاوی. وقتی هر کاری که انجام میدهید از روی عادتتان است و زندگی بر یک روال میگذرد، بدانید که وقت تغییر است.
اگر هر شب پیش از خواب جدول حل میکنید و این عادتتان شده است، وقتش است که تفریح وقت خوابتان را عوض کنید و ورزش دیگری برای مغزتان بیابید. در مورد دنیای دور و برتان کنجکاو باشید و به جستجوی این بروید که بفهمید هر چیزی چگونه کار میکند.
این تلاش برای فهمیدن بیشتر به مغزتان کمک میکند که سریعتر و تاثیرگذارتر عمل کند. ۱۰ کلک ساده هم ما به شما پیشنهاد میدهیم تا با به کارگیری آنها کمی ورزش کنید:
۱. کتاب بخوانید: یک کتاب انتخاب کنید. کتابی با موضوعی کاملاً جدید. موضوعی که تاکنون در مورد آن اطلاعی نداشتید. هر هفته در یک موضوع جدید کارشناس و خبره شوید. با این کار نه تنها ورزش میکنید، بلکه به این همه ناشر و نویسنده ایرانی هم که بازاری برای فروش کتابهایشان پیدا نمیکنند کمک میکنید.
۲. بازی کنید: بازی راه بسیار خوبی برای مغز شماست که مهارتهایش را به امتحان بگذارد. سودوکو (جدول اعداد)، جدول کلمات، و بازیهای الکترونیکی که این روزها در موبایلها به وفور یافت میشوند، میتوانند به بالا رفتن مهارتهای مغز شما و تقویت حافظهتان کمک کنند.
این بازیها خودشان هم نوعی تفریح هستند. البته زمانی شما از این بازیها بیشترین سود را میبرید که روزی چند دقیقه با آنها وقت بگذرانید، نه ساعتها.
۳. از دست مخالفتان استفاده کنید: هر از گاهی یک روز را اختصاص دهید قبه استفاده از دست مخالفتان.
اگر چپ دست هستید با دست راستتان در را باز کنید. اگر راست دست هستید تلاش کنید کلید را با دست چپ بچرخانید. همین کار ساده باعث میشود مغزتان راههای جدیدی ایجاد کند. ساعتتان را در دست چپتان ببندید تا یادتان بماند که از دست مخالفتان استفاده کنید.
۴. شماره تلفن حفظ کنید: این تلفنهای امروزی هم گاهی دردسرند. در حافظه این تلفنها میتوان همه اطلاعات را ذخیره کرد. برای همین است که این روزها دیگر کمتر کسی شماره تلفن حفظ میکند، در صورتی که حفظ کردن شماره تلفن تمرین خیلی خوبی برای مغز است. هر روز یک شماره جدید یاد بگیرید.
۵. برای مغزتان غذا بخورید: مغز شما به چربیهای سالم و تغذیه مناسب نیاز دارد. روغنهای ماهی، خشکبار، دانههای مغذی و روغن زیتون جزو این دسته از غذاها هستند. شروع کنید به خو.ردن این گونه غذاها و از خوردن چربیهای اشباع شده پرهیز کنید.
۶. خرق عادت کنید: اغلب مردم عادتهایشان را دوست دارند؛ وقتکشیها و تفریحاتی که میتوانند تا ساعتها ادامه پیدا کنند. اما هرگاه چیزی تبدیل به طبیعت دوم انسان شد، دیگر مغز برای انجام آن انرژی نمیسوزاند.
اگر واقعا میخواهید مغزتان جوان بماند با عادتهایتان مبارزه کنید. درها را با دست مخالفتان باز کنید و دسرتان را قبل از غذا بخورید. همه این کارها باعث میشود مغزتان از خواب بیدار شود و دوباره دنیا را ببیند.
۷. از راههای متفاوت بروید: به هر کجا که میخواهید بروید از راهی متفاوت و جدید بروید.همین تغییر کوچک در عادتهای روزانه باعث می شود برای مغزتان در پیدا کردن مسیرها تمرین کند.
اگر همیشه از یک سمت خیابان راه میرفتید به سوی دیگر خیابان برودی. وارد مغازههای جدید شوید و خلاصه هر کاری که عادتهای روزانه شما را میشکند انجام دهید.
۸. یک مهارت جدید کسب کنید: یادگیری یک مهارت کاری جدید باعث میشود بخشهای مختلفی از مغز شما به کار بیفتد. با این کار حافظهتان هم وارد بازی میشود، شما مهارتهای جدیدی یاد میگیرید که به شما کمک میکند کارهای متفاوت انجام دهید.
۹. فهرست تهیه کنید: فهرستها خارقالعادهاند. تهیه فهرست به شما کمک میکند موارد مختلف را به هم پیوند دهید. فهرستی از همه مکانهایی که به آنها سفر کردهاید تهیه کنید. نام همه غذاهایی را که تاکنون چشیدهاید روی کاغذ بیاورید.
از بهترین هدایایی که تا به حال دریافت کردید فهرست تهیه کنید. هر روز یک فهرست تهیه کنید تا حافظهتان شخم بخورد اما حواستان هم جمع باشد که خیلی به این فهرستها تکیه نکنید. فهرست تهیه کنید اما بدون آن به خرید بروید. فهرست را وقتی استفاده کنید که هر چه به ذهنتان میرسید خریدید.
۱۰. یک تفریح جدید پیدا کنید: یک مهارت جدید پیدا کنید که زیاد هم گران نباشد. عکاسی با دوربین دیجیتال، نقاشی، ساز زدن، روشی جدید در آشپزی یا نوشتن میتوانند گزینههای خوبی برای شما باشند.
منبع: همشهری آنلاین
برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی زیر کلیک کنید
استرسهای شب امتحان
خودش را در اتاقش حبس میکند و مشغول درس خواندن میشود. به کوچکترین مزاحمت اعتراض میکند با صدای بلند درس میخواند، در اتاق راه میرود یا دراز میکشد. بهدرخواستهای اطرافیان توجه نمیکند یا در مقابل خواستهها با اعتراض میگوید که درس دارد. کم غذا میشود. اینها نشانههای درسخوان بودن نیست، بلکه همگی نشانههای اضطراب پیش از امتحان است.
همه ما پیش از امتحان، درجاتی از نگرانی یا تنش را تجربه میکنیم. میزان کم این اضطراب و نگرانی میتواند ما را بر انگیزاند و به ما کمک کند. ولی نگرانی بیش از حد میتواند مشکل ایجاد کند مخصوصا اگر در جریان آماده سازی و انجام امتحانها مزاحمت ایجاد کند.اما برای مقابله با اضطراب در این مواقع هم راهکارهایی وجود دارد. اولین قدم این است که مشخص کنیم اضطراب براثر عدم آمادگی است یا بر عکس کاملا آماده هستید. اگر آمادگی کافی ندارید، حق با شماست باید مضطرب باشید، اما اگر با وجود آمادگی هنوز وحشت زده یا حساس هستید، واکنش شما منطقی نیست.
با تغییردادن دیدگاهها درباره امتحان، میتوان از مطالعه کردن لذت برد و کارایی را نیز بالا برد. برای این موضوع باید سعی شود تا زیاد از حد به نمره اهمیت داده نشود. نمره نه بازتابی از ارزش فردی است، اما میتواند موفقیت در آینده را پیشبینی یا تضمین کند. برای تغییر دیدگاه باید این باور به وجود آید که امتحان تنها یک امتحان است و چیزهای دیگر هم در زندگی وجود دارد.
پدرها و مادرها
گاهی والدین به قصد محبت موجب پسرفت دلبند خود میشوند. زمانی که والدین با نزدیک شدن زمان امتحان، فشار مضاعفی برای آماده شدن و گرفتن نمره (معمولا بیست) در مورد فرزند خود به کار میبرند، شرایط ویژه و سخت در ایام امتحان برقرار میکنند و فرزند خود را از گرفتن نمره کم یا عدم قبول شدن میترسانند و تهدید میکنند یا پیدرپی درباره امتحان به او هشدار میدهند باید انتظار افزایش اضطراب در کودک را داشته باشند.
مقایسه کودکان باهم یکی از بدترین کارهاست. هرگاه ناتوانیهای کودکی با تواناییهای کودک دیگر سنجیده شود و این امر با سرزنش همراه باشد، اعتماد به نفس کم و بر اضطراب کودک افزوده میشود.
چند نکته برای کاهش اضطراب
۱٫ شب قبل از امتحان اندازه کافی استراحت کنید. وقتی بسیار خستهاید کار آمدی خود را از دست میدهید. ۲٫ وقتی احساس میکنید به قدر کافی برای امتحان آمادهاید، دست به فعالیتی آرامش بخش بزنید. ۳٫ صبح روز امتحان غذای ساده صرف کنید. ۴٫ قبل از شروع امتحان از همدیگر سوال نکنید. ۵٫ سعی کنید زود در محل امتحان حاضر شوید، این عمل به آرامش شما کمک میکند. ۶ . از نوشیدن قهوه یا چای غلیظ پرهیز کنید. حتی کسانی که قهوه را خوب تحمل میکنند؛ اگر روز امتحان در مصرف آن زیادهروی کنند ممکن است احساس سبکی سر، دلهره و دلشوره کنند. ۷٫ اگر انتظار شروع امتحان موجب اضطراب شما میشود با خواندن مجله یا روزنامهای توجه خود را از امتحان منحرف کنید. ۸ . ابتدا به سوالات آسانتر پاسخ دهید و سپس سوالات دیگر را بخوانید و پاسخ دهید. ۹٫ اگر در حین مطالعه حواستان پرت میشود و اضطراب دارید، چند دقیقه به خود استراحت دهید.
تیتر : نکات تغذیه ای در شب امتحان
خلاصه : به کارگیری نکات و توصیه های زیر توان شما را برای یادگیری بهتر و موفقیت در امتحانات افزایش میدهد
متن کل خبر : بسیاری از دانش آموزان روزهای پیش از امتحان را تا حد امکان به مطالعه می پردازند و تصور می کنند که غذا و استراحت مانع مطالعه می شود، در صورتی که با تغذیه صحیح می توان بازده فکری را افزایش داد.
1- در زمان کار یا مطالعه غذا نخورید و برای این کار زمان خاصی را در نظر بگیرید تا با آرامش بیشتری غذا بخورید.
2- بررسی های دانشمندان نشان می دهد که غذاهای نشاسته ای مانند ماکارونی، برنج و نان به دلیل تاثیر در بهبود کیفیت خواب، در شب امتحان مفید هستند.
3- صبح روز امتحان بهتر است به منظور افزایش کارایی مغز، از مواد سرشار از پروتئین یا سرشار از فیبر مانند تخم مرغ، نان سنگک یا بربری با عسل یا پنیر استفاده شود.
4- کارشناسان تغذیه به دانش آموزانی که اضطراب زیادی دارند و نمی توانند صبحانه ی مفصلی بخورند، توصیه می کنند از موز و مقداری کشمش استفاده کنند.
5- بعضی از دانش آموزان به دلیل اضطراب زیاد، امتحانات خود را خراب می کنند، بنابراین بهتر است برای مقابله با این اضطراب از غذاهای مناسب استفاده کنند. بعضی از سبزی ها از قبیل ریحان، نعنا، کاهو و سیب در کاهش اضطراب بسیار مفید هستند.
6- خوردن نان و پنیر و گردو یا یک ظرف عدسی در روز امتحان کمک می کند تا در طول امتحان آرام باشید. همچنین خوردن عسل و نوشیدنی های حاوی عسل در کاهش اضطراب بسیار موثر است.
7- خوردن جگر، گوشت و ماهی، کمک زیادی در کاهش اضطراب می کند، زیرا کم خونی نیز یکی از دلایل کاهش یادگیری و تمرکز است.
8- مصرف سبزی و میوه های تازه توصیه می شود.
9- در ساعات مطالعه از خوردن ماست ترش و دوغ ترش بپرهیزید و خوردن روزانه شیر و همچنین ماست شیرین را فراموش نکنید.
10- در ایام امتحان، بیشتر مواظب سلامت خود باشید تا در معرض سرماخوردگی، گرمازدگی، مسمومیتهای غذایی و سوء هاضمه قرار نگیرید و از خوردن غذا در بیرون از خانه جدا خودداری کنید. غذا را خوب بجوید و به آرامی میل کنید.
11- در طول روز آب کافی بیاشامید، اما دقت داشته باشید که آشامیدن آب و نوشیدنی های دیگر در وسط غذا سبب اختلال در هضم و ایجاد نفخ می شود.
12- از مصرف زیاد شیرینی جات و تنقلات خودداری کنید. این خوراکی ها ممکن است در نگاه اول انرژی زا به نظر برسند، اما باید توجه داشت که این قابلیت در آن ها بسیار کم دوام است و پس از مدتی احساس خستگی بیشتری به شما دست خواهد داد.
13- بر خلاف تصور عموم، مطالعه و درس خواندن نیاز بدن به انرژی را افزایش نمی دهد، بنابراین استفاده بیش از حد از مواد غذایی شیرین و چرب در طول دوران امتحان، نه تنها مفید نیست، بلکه سبب چاقی می شود.
14- صبحانه غذای اصلی است، ناهار و شام را کمی مختصرتر بخورید، اما صبحانه را کامل میل کنید.
15- مصرف روزانه یک لیوان شیر، برای ایجاد آرامش در طول دوران امتحان موثر است.
16- خوردن آجیل از قبیل بادام، کشمش، فندق، گردو و نخودچی که سرشار از منیزیم است، به یادگیری کمک می کند، زیرا کمبود آن یکی از علل کاهش یادگیری است.
17- ماست و دوغ ترش، خواب آور است، اما خوردن ماست شیرین مفید است.
18- از خوردن قهوه و چای پُررنگ، خودداری کنید، ولی چای کم رنگ مفید است.
19- تغذیه متعادل و متنوع شامل نان و غلات، انواع سبزی، لبنیات، گوشت ها و میوهها سبب کاهش استرس در زمان امتحان می شود.
20- اگر احساس خستگی می کنید، کمی استراحت کنید. انسان در موقع خستگی احتیاج به استراحت دارد نه محرک، بنابراین مصرف قهوه به منظور بیدار ماندن توصیه نمی شود.
زیبا کاوه یی
هفته نامه سلامت
برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی زیر کلیک کنید
با اضطراب و استرس شب امتحان چکار کنیم؟
ره ۲۰ یکی از عوامل مهم ایجاد استرس و اضطراب در دانش آموزان است. بیست، نمرهای است که اکثر والدین و دانش آموزان در پی آن هستند، در حالی که این نمره بیانگر یادگیری کامل از سوی دانش آموزان نیست بلکه فقط نشان میدهد که دانش آموز مطالب کتابهای درسی خود را خوب حفظ کرده است.
پریسا دختری ۱۶ ساله است که برای درس و مدرسهاش اهمیت خاصی قائل است. والدین او حساسیت فوقالعادهای نسبت به نمرات و امتحانات او دارند و همین مساله شبهای امتحان را برای پریسا به کابوسی بزرگ تبدیل میکند. گرچه او همیشه درسهایش را به موقع حاضر میکند اما اضطراب شب امتحان، اغلب نتیجه کارش را خراب میکند.
او دلش میخواهد شب امتحان هیچوقت نرسد. مرتب خودش را سرزنش میکند که چرا با اینکه شاگرد زرنگی است و مفاهیم درسیاش را بهخوبی فرا گرفته نمیتواند از عهده پاسخ گویی به سوالات امتحان برآید. همیشه سر جلسه امتحان دلشوره دارد و نگرانی گرفتن نمره کمتر، امانش را میبرد. از طرف دیگر، سفارشهای پدر که از او میخواهد هر طور شده نمره ۲۰ بگیرد، او را آرام نمیگذارد. مدام از خود میپرسد، روزی میرسد که چیزی به نام امتحان وجود نداشته باشد؟پدر و مادر پریسا اعتقاد دارند، برای بهتر شدن وضعیت امتحانات دخترشان از هیچ کاری دریغ نکردهاند. شما هم همینطور فکر میکنید؟
همه انسانها اضطراب را در زندگی خود تجربه میکنند و این کاملا طبیعی است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهای تهدیدکننده و تنشزا مضطرب شوند. اضطراب اگر در برابر عاملی حقیقی ایجاد شود، سازنده است چون فرد را از خطر دور میکند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، غیرعادی است و نه تنها سازنده نیست، بلکه آثار مخرب و زیانباری نیز دارد. در رابطه با اضطراب امتحان، باید نوع اضطراب بررسی شود که واقعی است یا اخلاقی. اضطراب واقعی بر اثر تسلط نداشتن بر مطالب درسی حاصل میشود و اضطراب اخلاقی، نگرانی از به دست نیاوردن نتیجه مورد انتظار خود یا والدین و یا معلم مربوطه است (ترس از دست دادن موقعیت و جایگاه خود.) چنین دانشآموزی حتی در صورت آمادگی کامل برای امتحان میتواند نتیجه آزمون را تحت تاثیر قرار دهد.
علائم و نشانههای اضطراب
عصبی بودن، آرام و قرار نداشتن، تنش، احساس خستگی، سرگیجه، تکرر ادرار، بیحالی، تپش قلب، اسهال، تنگی نفس، نگرانی و دلهره، لرزش، تعریق، بیخوابی، اشکال در تمرکز حواس، گوش به زنگ بودن. همانطور که ملاحظه میکنید، تمام اینها علائمی هستند که حتما همه طعم آنها را کم و بیش چشیدهایم اما به راستی چرا شبهای امتحان اینقدر طولانی و سخت میگذرند و چطور میتوان این شب های پر اضطراب را به راحتی سپری کرد؟
شب امتحان، شب اضطراب
همانطور که قبلا اشاره شد یکی از علل اضطراب ناشی از امتحان، تسلط نداشتن بر مفاهیم درسی است. ضعف در عملکرد معلمان، تطبیق نداشتن مفاهیم کتاب های درسی با روحیات دانش آموزان و موارد دیگر، سبب جدایی دانش آموزان از کتابهای درسی و نگرفتن مفاهیم آموزشی میشود. امتحان بین دانش آموزان و معلمان به صورت یک خط قرمز در آمده است، به طوری که معلم درس میدهد تا فقط دانش آموز در امتحان قبول شود و دانش آموز نیز درس میخواند تا فقط بتواند از پس سوالات امتحان برآید و تاکیدی بر میزان یادگیری دانش آموزان وجود ندارد.
نمره ۲۰ یکی دیگر از عوامل مهم ایجاد استرس و اضطراب در دانش آموزان است. بیست، نمرهای است که اکثر والدین و دانش آموزان در پی آن هستند، در حالی که این نمره بیانگر یادگیری کامل از سوی دانش آموزان نیست بلکه فقط نشان میدهد که دانش آموز مطالب کتابهای درسی خود را خوب حفظ کرده است.
بیش از ۹۳ درصد دانش آموزان به دلیل تاکید فراوان خانواده و معلمان مدارس در روزهای امتحان دچار استرس و اضطراب هستند که این عامل، درصد افت تحصیلی دانش آموزان را افزایش میدهد و سبب عدم ارائه کامل آموختههای دانش آموزان میشود. طبق مطالعات انجام شده اضطراب ناشی از امتحانات میتواند تا ۷۰ درصد سبب کاهش یادگیری دانش آموزان خصوصا در مقاطع راهنمایی و متوسطه شود. اضطراب امتحان یادگیری دانش آموزان را مختل کرده و سبب بروز اختلالات رفتاری همچون تیکهای عصبی و پرخاشگری در آنها میشود.
چه باید کرد؟
کاهش اضطراب شب امتحان تنها بامشارکت معلمان و والدین و خواست و اراده خود فرد امکانپذیر است. نکات زیر میتواند شما را در سپری کردن شبهای پر اضطراب امتحان یاری کند:
● سخنی با معلمان
▪ به دانش آموزان بیاموزید که شبهای امتحان، زمان یادگیری دروس نیست و در این شبها فقط باید به مرور درسها پرداخت.
▪ باید به دانش آموزان آموخت که مدتی مانده به روز امتحان، کتاب درسی را به چند قسمت تقسیم کنند و هر روز قسمتی از آن را بیاموزند و آموختههای خود را در جایی یادداشت کنند تا در فرصتهای مختلف بتوانند آنها را مرور کنند.
▪ برنامه امتحانی را چند هفته قبل از شروع امتحانات به دانش آموزان اعلام کنید.
▪ فاصله بین جلسات امتحان را با توجه به سختی یا آسانی دروس تنظیم کنید.
▪ پس از تهیه برنامه امتحانی، تا آنجا که ممکن است، تغییر جدیدی در برنامه ایجاد نکنید.
▪ محل برگزاری امتحان باید دارای تهویه مناسب، نور کافی، دمای مناسب و صندلی مناسب باشد.
▪ محل برگزاری امتحان، باید عاری از هرگونه عوامل مزاحم از قبیل سروصدا باشد.
▪ با دانش آموزان به صورت اطمینان بخش و امیدوارکننده در کلاس و جلسه امتحان برخورد کنید.
▪ قبل از شروع جلسه، فاصله افراد باید رعایت شده باشد تا زمان برگزاری جلسه نیازی به جابهجایی و حرکت نباشد.
▪ مراقبان نباید در حین برگزاری جلسات با یکدیگر صحبت کنند.
▪ ابتدای جلسه امتحان، راهنمایی و توضیح کافی پیرامون آن آزمون بدهید ودر حین جلسه از توضیح اضافی که موجب حواس پرتی آنان میشود اجتناب کنید.
▪ قبل از اتمام کلاسها و شروع امتحانات به دانش آموزان اطمینان بدهید و آنها را از امتحان نترسانید.
▪ به دانش آموزان بگویید سوِالات از کتاب درسی آنهاست و آنها با مطالعه کتابهای درسی خود به راحتی میتوانند به سئوالات پاسخ دهند.
▪ از ایجاد رقابت ناسالم در میان دانش آموزان اجتناب کنید .
▪ در طرح سئوال، اصول سنجش و اندازه گیری، به خصوص سطح دشواری سئوالات را رعایت کنید.
● سخنی با والدین
▪ حتی المقدور برای صبح امتحان فرزندتان صبحانه مناسبی آماده کنید و به هیچ وجه او را گرسنه به جلسه امتحان نفرستید.
▪ شب امتحان، آرامش لازم را برای دانش آموزان برقرار کنید.
▪ عسل، کشمش و خرما، جزو منابع غذایی هستند که میتوانند کالری مناسبی را در روزهای امتحان به دانش آموزان منتقل کنند.
▪ محیط خانواده، باید دور از تنشهای عاطفی و مشاجره باشد.
▪ در ایام امتحانات باید رفت وآمدها و میهمانی های خانوادگی تعطیل یا محدود شود.
▪ محیط فیزیکی آرام و بی سروصدایی برای مطالعه دانش آموزان فراهم کنید.
▪ به استراحت و خواب دانش آموزان توجه کافی داشته باشید .
▪ هنگام امتحانات، دانش آموزان نیاز به حمایت عاطفی و اطمینان بخش بیشتری دارند. در این زمینه اقدام موثر داشته باشید.
▪ از توقعات بی جا و فشار بیش از حد برای مطالعه خودداری کنید.
▪ در صورتی که فرزندتان از موفقیت در یکی از امتحانات رضایت خاطر نداشت، اورا مورد حمایت قرار دهید و از سرزنش او خودداری کنید.
▪ باید از حبس کردن دانش آموز در اتاق برای مطالعه خودداری کرده و به دانش آموز اجازه استراحت و تفریح لازم نیز بدهید.
▪ انتظارات بالا و بیش از حد توانایی فرزندتان، میتواند در ایجاد اضطراب و شدت آن موثر باشد. پس انتظارات خود را تعدیل کنید.
▪ از مقایسه فرزندان با یکدیگر و با دیگران پرهیز کنید .
دکتر هانیه زائررضایی
روزنامه سلامت
برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی زیر کلیک کنید