مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹ مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹
مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹ به همراه فیلم زاغه نشین با زیر‌نویس فارسی
سریال قهرمانان
مهیج ‌ترین سریال حال حاضر دنیا داستان زندگی انسانهایی با نیروهای خاص
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
مثبت اندیشی  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 8 آبان ماه سال 1387

مثبت اندیشی

امروزه ما در دنیایی زندگی می کنیم که ناگزیرازارتباط وبرخورد با دیگران هستیم آنچه مسلم است که هیچ کس قادر نیست بدون کمک ومساعدت وارتباط با دیگران ، نیازهای معمولی خود را برطرف سازد .حال سئوالی که اینجا مطرح می شود این است که چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کنیم وجهت افزایش این ارتباط چه کارهایی باید انجام دهیم یا اینکه چه کارهایی نباید انجام دهیم. در معاشرت باید با روی گشاده ونرمی ومهربانی با همه رفتار نمود وتند خویی با هرکس که باشد بد است .اگر خود را در سطح دیگران قرار دهیم واز زبان آنها برای انتقال نقطه نظرهای خود استفاده کنیم ،اغلب به نتیجه دلخواه می رسیم وبا دیگران در سطح خود آنها ظاهر شدن همان برقراری ارتباط موثرمی باشد .بعضی ها گمان می کند که ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ویا بحث کردن است ، اینها از عناصر مهم ارتباطی هستند ولی در واقع ارتباط را رفتاری می گوییم که پیامی در خود دارد که توسط طرف مقابل ما درک می شود، خواه شفاهی باشد یا غیر شفاهی ،آگاهانه یا ناآگاهانه ، عمدی و…. ولی اگر ادراک شود ،جنبه پیام ارتباطی پیدامی کندوهمین عدم درک پیام رابطه رامختل،معشوق ونارسامی سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسیاری از شادیها وغصه ها و رنجها زندگی است ، زندگی شاد ، زندگی سرشار از دوستی است . روشن است که با افراد متفاوت ، رفتارهای متفاوتی خواهیم داشت تاکید بر خصوصیات مشترک ارتباط را موثر می کند ، ما انسانها با یکدیگر مشترکات فراوان داریم ،با کمی تمرین می توان خود را همراه دیگران بیابیم و با آنها دوست وهم رای شویم.

شیوه های افزایش ارتباط خود با دیگران : 1)صریح وصادق بودن: سعی کنیم در روابط خود با دیگران صریح وصادق باشیم ، در گفته های خود صریح وصمیمی باشیم واز هر نوع ابهامی اجتناب کنیم ، چون اگر منظور خود را با صراحت بیان نکنیم طرف مقابل ما به اشتباه می افتد وبه حدس وگمان متوسل می شود واز واقعیت دور می گردد.

2- احساسات خود را بیان کردن: بااحساس خود روراست باشیم ، سعی کنیم مشکلات زندگی واحساساتی که داریم،باهمسر وشریک وباطرف مقابل خوددر میان بگذاریم .حتی اگر گمان کنیم که باعث ناراحتی آنها میشود اگر می خواهیم با طرف مقابل خود ارتباطی معقول ومنطقی بر پایه تفاهم داشته باشیم ، بهترین روش روراست بودن است واحساس خود را باوی در میان گذاشتن است .اگر مشکلی را حل نشده باقی بگذاریم ویا موضوعی را که مداقه وگفتگو در باره آن الزامی است به میان نکشیم ، مثل این است که دمل چرکین ودردناکی را سرجایش گذاشته وبه حال خود رها کرده باشیم .

3- زمینه مشترک ونکات مشابه را یافتن : درجست وجوی زمینه های مشترک باشیم، سعی کنیم در ارتباطمان بیشتر ا نکات مشترک ومشابه را بیابیم . اهداف ونیازها ونگرانیها را از نظر او نگاه کنیم وبرای اینکه شرایط طرف مقابل را درک کنیم باید اموراو را از دید ونظر او ببینیم وبا پرس وجو ، از اموری که نگرانی او باعث شده ، متوجه گردیم ،همین نکات مشترک زمینه های مساعدی هستند که شالوده همدلی ووحدت وتفاهم را برروی آن می توان بنا کرد ، عبارتی مثل : ((من وتو هردو همین را می خواهیم ))را می توان بیان نمود.

4- همدلی وهمدردی کردن: سعی کنیم با شخص احساس مشترک داشته باشیم . شادی وغم خود به حساب آوریم وموقعی که او احساس غم می کند ما نیز با او همدرد وهم غم شویم وبالعکس مساعی ما این باشد که سیستم حسی فردارتباط برقرار کنیم .

5- شنونده خوبی بودن: شنونده خوبی باشیم وگوش کردن را یاد بگیریم .گوش کردن به سخن وکلام دیگری موجب می شود تا او در نهایت آرامش خیال ، به طور واقع ، منویات قلبی واحساسات خود را با ما در میان بگذارد وبرایمان احترام قائل شود وآماده شنیدن نظرات ما شود.

6- سیستم روحی افراد را شناختن وتقلید از آنها: برای این کار باید به دقت به افراد چشم بدوزیم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهیم وببینیم غالبا" از چه نوع کلماتی استفاده می کنند آنگاه با استفاده از همان نوع کلمات ، تقلید از لحن صدا،حالات وحرکات چشم ها به گونه ای با آنها نحوه فکر وعملکرد ذهنی شان مطابق باشد.

7- شخصیت افراد در نظر گرفتن: باید ببینیم طرف مقابل ما چه شخصیتی دارد ، برون گراست یا درون گرا ، برای صمیمیت با درون گرایان باید ببینیم چه ایده ها وارزشهای برای آنها اهمیت دارد و آنگاه بکوشیم تا با توجه به چارچوبهای ذهنی شان با آنها رفتار کنیم وصحبت کنیم وبالعکس ، برای همدلی با برون گرایان به آنها نشان دهیم که آنچه می گویند وعمل می کنند با اندیشه ورفتار مردم هماهنگ است.

8- تقویت نمودن عزت نفس : برای تقویت عزت نفس خودباید با تعمق در ژرفای وجود از دنیای پیچیده درون خود آگاه شویم ، به کاستی هایمان پی ببریم ، جهت گیری هایمان را در قبال رویدادهای مردم وشرایط گوناگون بشناسیم وبه فکر اصلاحشان باشیم وبا کمک حرمت نفس وارزشی که برای خودمان قائل هستیم حق انتخابمان چندبرابرمیشود وارتباطمان با دیگران به نحو چشمگیری بهبود می یابد .

9- محترم شمردن احساس طرف مقابل : همواره رفتاری احترام آمیزداشته باشیم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماریم،کوچک کردن همدیگر،به خصوص درحضور دیگران درمناسبات وروابط ،اثرتخریبی دارد،رفتار توام باظرافت وملایمت نه فقط شامل رفتار مودبانه می شود،بلکه صفا وصداقت واقعی واعتمادکامل نیز در بردارد.

10- سکونت نمودن : سکوت پیامی اعجاز گر در امر ارتباط است ویکی از جنبه های مهم ارتباط است ، مشروط بر اینکه حاوی پیامی باشد، سکوت می تواند در مناسبات انسان عشق ورضایت وخشنودی وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد.

11- عدم افراط در موعظه: منظورمان را به صورت سخنرانی ونصیحت خشک تو خالی بیان نکنیم . موعظه می تواند جنبه افراطی ومخرب درروابط داشته باشدومابایدسعی کنیم حداعتدال رانگاه داریم وبرای سخنانمان ارزش قائل شویم وجایی که ازمانظرمی خواهند ، نظر بدهیم .

12- وقت وموفقیت شناس بودن : یادبگیریم که چه وقت شوخی وچه وقت جدی باشی،هیچگاه طرف مقابلمان رادست نیدازیم ،ازگفتن جملات وکلماتی که باراخلاقی وفرهنگی مناسبی ندارنددربیان منظورمان ، خوداری نماییم ،شوخی کردن بایدباتوجه به موقعیت وزمان خاصی باشد .

13- مخالف نمودن به شیوه مناسب : یاد بگیریم که چگونه بدون بحث وجدلهای مخرب ، مخالفت خود را نشان دهیم ، جرو بحثها غالبا" بابلند کردن صدا ، دادوفریاد ، خشم وغضب ، همراه است . بحث وجدلها تا حدود زیادی تحت تاثیر گرایشات وخلق وخوی افراد درگیر مباحثه قرار می گیرد .اکثریت مردم فاقد روحیه خود پسندانه افراطی هستند ، به این علت با تسلطی که بر نفس خود دارند می توانند از درگیری واهانت خود داری کنند .کسی که می خواهد شمارا خشمگین کندتاازکوره در برویدبهترین راه مقابله باآن برگزیدن روشن سازنده به جای عکس العمل وروش مخرب ومنفی است که اوبه آن توسل جسته است .

14)یکی بودن قول وعمل : سعی کنیم قول وعملمان یکی باشد .هنگامی که خودمان برای گفته های خود ارزش قایل نیستیم ، چه انتظاری می توان داشت که دیگران قولها وسخنان ما را محترم بشمارند .هنگامی که ما قول می دهیم کاری را انجام دهیم سعی کنیم آن را به مرحله عمل برسانیم واگر ناتوان در انجام آن هستیم هرگز خود مکلف به وعده ای که از عهده آن بر نمی آییم ، نکنیم روراست وصادقانه بگوییم نمی توانیم .پس برای اینکه دیگران را به خوبی درک کنیم باید بتوانیم اطلاعات را به خوبی از آنها کسب کنیم واین امر منوط به توانایی ما در دقیق گوش کردن ، دقت نظر ، همدلی ، طرح سئوالات مفید وسودمند واحترام متقابل است . احترام با سیستم حسی فرد دیگر ، مشاهده همه چیز از نگاه او وسر در آوردن از نیازها وعلایقش به ما کمک می کند که اطلاعات را به نحوی دریافت کنیم که به سهولت قایل فهم وهضم باشد . دو عامل اساسی ارتباط ، همان درک شدن ودرک کردن است . زندگی یک مسابقه صرف نیست،می توانیدبا اشخاص به گونه ای رفتار کنید که هرکس خودرا یک برنده در نظر بگیرد واحساس پیروزی کند. شرایط پیروز شدن یکی وباختن دیگری هرگز به نفع کل نیست. همگام شدن نه تنها روی دیگران ، بلکه روی ما نیز تاثیر قابل ملاحظه ای بر جای می گذارد .وقتی با دیگران همگام می شویم در واقع به دورن آنها می رویم ودر ذهن آنهاجا می گیریم ودر ارتباطمان باید سعی مان در افزایش وارتفاء بیش ازبیش این رفتارهاباشدودرنتیجه تجربه ای از آنها پیدا کنیم.همگام شدن موثربه ماامکان می دهد با دیگران برخورد همدلانه وبه یاد ماندنی داشته باشیم.

 

یادگیری مفاهیم درسی را برای شب امتحان نگذارید  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 8 آبان ماه سال 1387

یادگیری مفاهیم درسی را برای شب امتحان نگذارید

یک کارشناس تعلیم و تربیت در گفتگو با خبرنگار فارس با تاکید بر اینکه نمی توان از دانش آموزی که یادگیری تمام مفاهیم کتابهای درسی خود را برای شب امتحان گذاشته است انتظار نمرات چندان مطلوبی داشت ،‌ می گوید : دانش آموزان باید درنظر داشته باشند که امتحان پایان سال تحصیلی نیز امتحانی است مثل سایر امتحانات فقط کمی اهمیت نمره حاصله بیشتر است اما چندان تفاوتی با سایر امتحانات ازنظر میزان سختی سوالات ندارد و والدین نیز باید سعی کنند به جای تزریق استرس خود به دانش آموزان آنها را برای رویارویی با سوالات امتحانی آماده کنند. دکتر پارسا میبدی درباره مقدمات مطالعه می افزاید : دانش آموزان باید سعی کنند که فقط در یک مکان به مطالعه دروس خود بپردازند و تا جایی که امکان مکان مطالعه را تغییر ندهند و همچنین عواملی را که سبب پرت شدن حواسشان در زمان مطالعه می شود را از محیط دور کنند تا بتوانند تمرکز داشته و مفاهیم درسی را بفهمند. وی با تاکید بر اینکه محیط مطالعه باید آرام باشد ، می گوید : هر چند که خط کشیدن زیر نکات مهم کتاب می تواند در یادگیری تاثیر گذار باشد اما باید دقت کرد که این خط کشی ها بیش از ده درصد از مطالب هر درس را به خود اختصاص ندهد. این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه دانش آموزان باید بعد از مطالعه درس ، مطالب مهم را از حفظ تکرار کرد ،‌ می افزاید : دانش آموزان نباید یادگیری تمام مفاهیم درسی را به شب امتحان موکول کنند بلکه باید سعی کنند هر درسی را در زمان خود و در فرصت مناسب مطالعه کنند تا در شب های امتحان با خیالی آسوده فقط به مرور درسها بپردازند و از یادگیری دروس به صورت فشرده اجتناب کنند. بلافاصله پس از صرف غذا مطالعه نکنید یک کارشناس برنامه ریزی درسی نیز با تاکید بر اینکه بلافاصله پس از صرف غذا نباید مطالعه نمود ، می گوید : پلافاصله پس از صرف غذا به علت شروع فعالیت دستگاه گوارش و هجوم خون به معده و احشاء داخلی ، از میزان جریان خون در مغز کاسته می شود و آمادگی برای مطالعه کاهش می یابد. محمد صادق رنجبر با اشاره به اینکه انجام حرکات تنفسی متناسب در زمان مطالعه بسیار مهم است ، می افزاید : تنفس اگر نامنظم باشد ، به تدریج باعث کاهش اکسیژن خون و ایجاد حالت خواب آلودگی می شود و در نتیجه از آمادگی ذهنی برای مطالعه می کاهد. وی با تاکید بر اینکه آرامش فکری لازمه یادگیری مفاهیم دروس است ، اظهار می کند : در هنگام مطالعه باید از اشتغالات ذهنی و عصبانیت جلوگیری نمود چراکه اضطراب و ناراحتی باعث از بین رفتن تمرکز حواس می شود و حافظه کسانی که دارای اضطراب و عصبانیت هستند ، به طور محسوسی از افراد عادی کمتر است. اما چند نکته بهداشتی درباره مطالعه ‌، کیفیت هوای تنفسی هم از نظر ایجاد نشاط و هم از لحاظ فراهم آوردن موجبات کسالت خیلی مهم است . تنفس در اتاق در بسته که هوا به قدر کافی در آنجا وجود ندارد ، کار درستی نیست ، همچنین نور باید از سمت چپ ، بالا و با زاویه تقریبی 45 درجه به کتاب و کاغذ بتابد . زیرا اگر از سمت راست بتابد ، خصوصاً هنگام نگارش ، باعث ایجاد سایه دست بر روی کاغذ می شود که در دید اشکال ایجاد کرده و در نتیجه باعث خستگی چشم می شود به همین دلیل بهترین نور برای مطالعه و کار ، روشنایی معمولی اتاق است که در هوای روشن به وسیله نور غیر مستقیم ایجاد شده باشد. بهترین رنگها برای نوشتن ، رنگ آبی و مشکی است که فشار کمتری به چشم وارد می کند و مانع خستگی می شود . رنگهای قرمز ، سبز و ... دید را مشکل و باعث خستگی چشم می شوند ،‌ضمن اینکه درنظر داشته باشید که برای هر ساعت مطالعه یک ربع تا بیست دقیقه استراحت مفید لازم است . این استراحت نه تنها برای چشم بلکه برای مغز هم فرصت مناسبی است که یادگیری خود را مرور کند . در زمان استراحت باید به فاصله دور و بدون توجه و دقت نگاه کرد ، این کار باعث تنوع و تمدد اعصاب نیز می شود. روزهای امتحان و شب های طولانیش به سرعت از راه می رسند و به سرعت نیز می روند هر چند که شاید برای عده ای از دانش آموزان خصوصا آنهایی که کوله بار درسیشان خالی است و یک شبه می خواهند پرش کنند سخت بگذرد اما بالاخره می گذرد و در این گذران نکته هایی را می آموزد که جای تامل دارد ، و مهم ترین این نکته ها اینکه هرگز کار امروز را به فردا واگذار که در کوران زندگی جا می مانی.
وقتی تنبیه بی اثر می شود  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد ماه سال 1387

وقتی تنبیه بی اثر می شود

به‌طور معمول ارتباط متقابل بین والدین و فرزندان در دوران بلوغ کاهش می‌یابد زیرا یک سلسله تغییرات طبیعی

(دوری از فعالیت‌های خانوادگی، کاهش ارتباط با خانواده، سپری کردن بیشتراوقات با دوستان در خارج از خانه) در این سنین اتفاق می‌افتد.برخی از والدین، رفتارهای ناشایست و اشتباهات فرزندان‌شان را بیش از رفتارهای شایسته و موفقیت‌های آنان مورد توجه قرار می‌دهند. این روحیه در دوران بلوغ فرزندان بیشتر ظاهر می‌شود و نوجوانان شکایت دارند که هر باروالدین‌شان صحبتی با آنها می‌کنند در حال ایراد گرفتن یا نصیحت کردن آنها هستند. این مساله در اثر کاهش ارتباطات متقابل بین والدین و فرزندان شدیدتر می‌شود.

منفی‌بافی و بزرگ‌نمایی نقاط ضعف فرزندتان شرایطی فراهم می‌آورد که در آن ، تنها پاداش رفتار نیک فرزندتان این خواهد بود که تنبیه نشود

. دیدن نقاط ضعف و تنبیه کردن بچه‌ها لازم است ، ولی نباید به گونه‌ای باشد که نقاط قوت و موفقیت‌های آنها را از نظر پنهان کند. عمده کردن نقاط ضعف نوجوانان موجب پیدایش مشکلاتی می‌شود که رفتارهای خاص دوران بلوغ را تشدید می‌کند.

رشد جسمی نوجوانان مانع از موثر بودن زور در تربیت آنها می‌شود

.

با وجود آن‌که همه می‌دانیم کودکان به مرور زمان بزرگ شده و رشد طبیعی می‌کنند ولی از این واقعیت غافل شده و سعی می‌کنیم با استفاده از ترس و ارعاب آنها را تربیت کنیم

. شما به دلیل این‌که از کودکان قوی‌تر هستید ممکن است بتوانید با ترس و ارعاب آنها را به انجام کارهایی وادار کنید .

به تدریج که فرزند شما رشد می‌کند و به سن بلوغ می‌رسد برتری جسمی شما کارایی خود را از دست می‌د هد و زد و خورد نیز قادر به کنترل یک نوجوان نخواهد بود در حالی که سن بلوغ دوره‌ای است که شما نیاز بیشتری به کنترل فرزندتان دارید

.استفاده از ترس و ارعاب روش خوبی برای کنترل رفتار نوجوانان نیست زیرا آنها به‌طور معمول ترسی از والدین خود ندارند و با آنها درگیر می‌شوند.

عصبانیت، کله‌شقی و تمرد

.

زیاد شدن فاصله بین والدین و فرزندان

. حال اگر برخورد مناسبی با آنها صورت نگیرد، حالت روحی آنها تشدید شده و فاصله‌شان با دیگر افراد خانواده افزایش می‌یابد به‌طوری که کمتر با والدین خود حرف می‌زنند، بیشتر اوقات را در اتاق خود می‌گذرانند و سعی می‌کنند با والدین خود بر خورد نداشته باشند.

فرار از مشکلات و اجتناب از برخورد کردن

. اگر در بازی همیشه شکست بخوریم یا هر بار که غذایی تهیه می‌کنیم مورد انتقاد قرار بگیرد، ممکن است از بازی کردن یا غذا پختن فرار کنیم.

نوجوانان نیز چنین حالتی دارند و هنگامی که با تنبیه و مجازات مواجه شوند از رفتاری که موجب تنبیه آنها شده است دوری می‌کنند

. اگر هر بار که فرزند شما چمن‌ها را کوتاه می‌کند به او ایراد بگیرید، به جای آن که کارش را اصلاح کند چمن‌زنی را ترک خواهد کرد. اگر برای تقویت فرزندتان در انجام تکلیف‌های درسی سر او داد بزنید و مداوم او را نصیحت کنید، فرزند شما ممکن است در مدرسه رفتن و تحصیل کردن تجدید‌نظر کند.

رفتارهایی چون فرار از خانه، دروغ‌گویی و فرار از حقیقت که بسیاری از مواقع در نوجوانان مشاهده می‌شود، اغلب در اثر برخوردهای نادرست یادشده با آنها به‌وجود می‌آید، از این‌رو در صورت مشاهده این رفتارها در فرزند خود، برخوردی را که با او داشته‌اید بازنگری کنید، چنانچه شیوه شما بیشتر بر تنبیه و مجازات متکی باشد، چنین واکنش‌هایی طبیعی خواهد بود

.

موثر نبودن تنبیه و مجازات

. ممکن است با همه ی نوباوگان برخوردی یکسان داشته باشیم، مثلاً تنبیه کردن در مورد بعضی از کودکان موثر است ولی در مورد برخی دیگر کارایی نداشته و وضعیت را بدتر می‌کند. در مورد کودکانی که روحیه‌ای سرکش دارند، باید از روش تنبیه اجتناب ورزید و از شیوه جایزه و تسامح استفاده کرد.

عصبانیت، ضدیت و سرکش بودن، روحیاتی هستند که در بیشتر نوجوانان مشاهده می‌شود

.

استفاده از روش تنبیه و مجازات و ترساندن در مورد بسیاری از کودکان کارایی دارد ولی هنگامی که همین کودکان به سن بلوغ می‌رسند، کارایی این روش‌ها از میان می‌رود زیرا شخصیت کودک تغییر کرده است

 

.

مقابله به مثل در نوجوانان

برخی والدین به من مراجعه کرده و می‌گویند : «هر بار پسرم را کتک می‌زنم او هم با من مقابله می‌کند» یا «هر بار که سر دخترم فریاد می‌زنم او هم بر سر من فریاد می‌زند». پیشنهاد من به این والدین این است که پسرتان را کتک نزنید و بر سر دخترتان فریاد نکشید. رفتار والدین الگویی برای کودکان است. به این پدیده «تئوری الگوسازی در یادگیری» می‌گویند که موجب می‌شود تا کودکان، رفتاری را که از والدین خود آموخته‌اند در مورد خود آنها به کار ببرند. والدینی که برای ارتباط با فرزندشان از روش‌هایی چون داد زدن، دعوا کردن و... استفاده می‌کنند فرزندان آنها نیز چنین شیوه‌هایی را در برخورد با والدین، خواهر و برادر و یا دوستان خود به کار می‌گیرند.

گاهی اوقات نوجوانان رفتاری خاص از خود ظاهر می‌سازند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند

. این پدیده ممکن است به‌طور خودآگاه و یا ناخودآگاه صورت گیرد اما به هر حال برای برانگیختن واکنش‌هایی خاص در والدین می‌باشد. در برخورد با چنین مواردی باید آنها را نادیده گرفت و از روش تسامح استفاده کرد.

نویسنده

: دکتر دن فونتنل

ما به عنوان افراد بالغ، به‌طور معمول شخصیت دوستان خود را تحلیل کرده و بر اساس این تحلیل با آنها برخورد می‌کنیم

همه ی ما خواهان آن هستیم که از شرایط ایجادکننده پیامدهای منفی دوری کنیم

نوجوانان به‌طور معمول علاقه دارند بیشتر اوقات خود را با دوستان بگذرانند لذا از خانواده ی خود اندکی فاصله می‌گیرند

رفتارهای یادشده در سنین بلوغ طبیعی محسوب می‌شود ولی در صورت عمده شدن نقاط ضعف فرزندتان، این حالات روحی تشدید شده و او را در موضع ضدیت و لجاجت قرار می‌دهد که در این حال، وی با هر چیزی مخالفت می‌کند و موجب بروز مشکلاتی در بین اعضای خانواده می‌شود