X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

آموزش فناوری دانلود

روش نگارش۲

روش نگارش
نکاتی چون:
ـ فاصله بین سطرها و ریز و درشتی خطوط
ـ فاصله اطراف صفحه تا نوشته، از چهار طرف
ـ تیترهای اصلی و فرعی، عنوان درشت و عناوین ریز
ـ انتخاب نام گیرا و جالب برای نوشته
ـ رعایت علایم نگارشی و رسم الخطی
ـ ذکر مآخذ و منابع برای هر مطلب
ـ ارجاعات و پاورقی‌ها برای نقل‌ها و ذکر مدرک کلام و ...
ـ برخورداری نوشته از فهرست، مقدمه، مشخصات گوناگون و ... .
این‌ها و نکاتی از این قبیل، در نوشته خوب است رعایت گردد تا ذوق خوانندگان را بر مطالعه بر انگیزد.

روش نگارش
نکاتی چون:
ـ فاصله بین سطرها و ریز و درشتی خطوط
ـ فاصله اطراف صفحه تا نوشته، از چهار طرف
ـ تیترهای اصلی و فرعی، عنوان درشت و عناوین ریز
ـ انتخاب نام گیرا و جالب برای نوشته
ـ رعایت علایم نگارشی و رسم الخطی
ـ ذکر مآخذ و منابع برای هر مطلب
ـ ارجاعات و پاورقی‌ها برای نقل‌ها و ذکر مدرک کلام و ...
ـ برخورداری نوشته از فهرست، مقدمه، مشخصات گوناگون و ... .
این‌ها و نکاتی از این قبیل، در نوشته خوب است رعایت گردد تا ذوق خوانندگان را بر مطالعه بر انگیزد.
نکات فنی و هنری، به ویژه در مورد قطع، حروف، طرح جلد، صفحه پردازی، حجم و مقدار، فاصله سطور، تصاویر، نام و محتوای کتاب، در نوشته‌هایی که خاصّ کودکان و نوجوانان نوشته می‌شود، بیشتر باید مورد دقت قرار گیرد، تا متناسب با ذوق و روحیات این مقطع سنی ازخوانندگان آثار باشد. این نیازمند شناختِ ویژگی‌های فکری و روحی کودکان و نوجوانان و بایستگی‌های ادبیات مربوط به آنان است.[1]
اطلاعیه نویسی
ضرورت انتقال یک پیام و خواسته به مخاطب، انسان را وا می‌دارد که یا با استفاده از کلام و نوشته، یا راه‌های دیگر، این « اطلاع رسانی » را انجام دهد.
به طور کلی رساندن یک اطلاع به دیگران از راه‌های زیر انجام می‌گیرد:
1. صوتی
مثلاً آژیر کشیدن، اذان گفتن، صدای ناقوس، طبل، مارش عزا، پخش تلاوت قرآن، زنگ مدرسه و ... هر یک صدایی است که از موضوعی خبر می‌دهد و شنونده آن‌ها، پیامی را دریافت می‌کند.
2. علایم
پرچم سفید، سیاه‌پوش کردن در و دیوار، رنگ قرمز و سبز در راهنمایی و رانندگی، خطوط خیابان‌ها، تابلوها وعلایم جاده‌ها و ... هر کدام پیامی را به بیننده منتقل می‌سازد.
3. حرکات نمایشی
در روابط انسا‌ن‌ها حرکت دست به عنوان سلام، خم شدن جهت احترام، تکان دادن سر به عنوان تحسین یا قبول یا استهزاء، اشاره به مقصد در برابر تاکسی، و خیلی حرکات دیگر، مثل اخبار ناشنوایان یا حرکات پانتومیم و نمایش صامت، به جای حرف زدن ایفای نقش می‌کند و مخاطب هم مقصود را می‌فهمد.
4. کلام
واژه‌ها و جملات، چه به صورت کتبی یا شفاهی، مهم‌ترین وسیله ارتباطی افراد با یکدیگر است. اطلاعیه و آگهی نیز، از آن‌جا که ابزار اطلاع رسانی است و در هر دو به صوت کتبی و شفاهی، بر نگارش مبتنی است، از این رو در بخش نگارش مطرح می‌شود.
نقش اطلاعیه، خبر دادن به مردم درباره موضوعی خاص است. طبق این تعریف ، سه عنصر که در اطلاعیه محور است، عبارت است از: « خبر دادن »، « مردم » و « موضوع خاص ».
در نوشتن اطلاعیه باید به نحوی این سه عنصر را در نظر داشت و متناسب با آن‌ها اقدام کرد، تا مخاطبان اطلاعیه، بتوانند به آسانی و فوریت، پیام را از شما بگیرند. می‌توان گفت در اغلب اطلاعیه‌ها، باید شش عنصر مطرح باشد و بتوانیم پاسخ خود را درباره: که؟ کی؟ کجا؟ چه؟ چرا؟ و چگونه؟ دریافت کنیم.
اقسام اطلاعیه
اطلاعیه از یک جهت به دو قسم شفاهی و کتبی تقسیم می‌شود.
« اطلاعیه شفاهی »، از طریق بلندگو، رادیو، تلویزیون، تریبون و خبر دادن به مردم ابلاغ می‌شود.
اساس کار بر « شنیدن » است. در این‌جا به تناسب باید طوری اطلاعیه نوشت که از کانال گوش، مردم پیام را دریابند و برای سامعه آنان خوشایند و گیرا باشد، اغلب اطلاعیه کتبی است که خوانده می‌شود و مبنای اطلاعیه شفاهی قرار می‌گیرد.
« اطلاعیه کتبی »، نوشته می‌شود و از طریق روزنامه‌ها و مجلات، آگهی‌های دیواری، پوستر، تراکت، پلاکارد، دیوار نویسی و ... به اطلاع مردم رسانده می‌شود. در این نوع، « چشم » سهم اصلی را در پیام‌گیری دارد.
در اطلاعیه‌های کتبی، نکات زیر باید رعایت شود، تا بر جاذبه آن و سرعت پیام‌رسانی و پیام‌گیری بیفزاید:
1. طرح و فورم صفحه: عنوان صفحه، مطالب، حجم اطلاعیه، نوع صفحه آرایی و تنظیم مطالب، باید توجه‌ها را جلب کند.
2. خطوط ریز و درشت: یک نواختی همه نوشته، ملال آور است. بعضی قسمت‌ها باید درشت‌تر باشد و قسمت‌های غیر اصلی ریزتر، تا این تنوع، نظرها را جلب کند. این هم در حروف‌چاپی لحاظ می‌شود هم در خطاطی.
3. رنگ‌های مختلف: تیتر و نقاط برجسته و لازم‌تر اطلاعیه، خوب است با رنگی دیگر باشد تا تنوع رنگ، گیرایی بیافریند و هم خواندن و دریافت پیام، آسان‌تر عملی گردد. توجه به نوع رنگ برای موضوعات مختلف و سنین و اقشار گوناگون از نظر روان شناسی و آداب اجتماعی و نوع تأثیر پذیری از رنگ‌ها مهم است. مثلاً برای نوجوانان رنگ‌های شاد و روشن جذاب‌تر است و برای موضوعات علمی و معنوی و اقشار میان‌سال، رنگ‌های سنگین مناسب‌تر است.
4. کوتاهی: اطلاعیه (چه کتبی و چه شفاهی) هرچه کوتاه‌تر باشد، گیرایی بیشتری دارد و مؤثرتر است. البته نه به حدی کوتاه و مختصر که ابهام ایجادکند و نکات اصلی را به خواننده نرساند. اکتفا به حداقل عبارت و پرهیز از طول و تفصیل‌های غیر لازم، از شرایط ویژه اطلاعیه است.
5. جامعیت: اطلاعیه‌ای که پیرامون مطلب یا دعوت خاصی تنظیم می‌شود باید همه محورها و جهات لازم را دارا باشد و مردم، اطلاعات مورد نیاز کلیدی خود را از آن به دست آورند و چیزی ناقص و مبهم در آن نباشد؛ مثلاً اگر عضو پذیری برای کتاب خانه‌ای است جهاتی از قبیل: اسم کتاب خانه، شرایط عضویت، مدارک لازم، ساعت مراجعه و محل مراجعه و ... را در بر داشته باشد. پیش از نوشتن می‌توان محورهای لازم را هم چون: موضوع، مکان، زمان، مناسبت، تکلیف مردم و ... مشخص ساخت تا چیزی از قلم نیفتد.
6. برخورداری از تصویر و طرح: طراحی صفحه و مصور ساختن آن از عوامل جاذبه اطلاعیه است.
7. اگر اطلاعیه مربوط به یک مؤسسه، مرکز و نهادی است، آرم مخصوص آن در سرلوحه اطلاعیه قرار داده شود.
8. نوع اطلاعیه: در عنوان آن مشخص باشد. از قبیل: آگهی، اطلاعیه، مجلس ترحیم، سالگرد، مجلس جشن، مسابقه، نمایشگاه، راه پیمایی، گردهمایی، سمینار، فروشگاه و ... .
توزیع اطلاعیه:
نکته مهم در اطلاعیه، به دست مردم یا به گوش مردم رسیدن آن است. پخش اطلاعیه در زمان مناسب و مکان مناسب، تجربه، ذوق، آگاهی اجتماعی و روان‌شناسی مخاطبان و زمان‌شناسی لازم دارد. دقت در این‌که این اطلاعیه در چه سطحی، در چه خیابان‌ها و مدارسی در چه ساعات و زمانی، به دست چه کسانی و به سمع چه تعداد از شنوندگان خواهد رسید و مناسب‌ترین مکان و زمان برای پخش و توزیع آن چیست و کجاست، از اهم نکات لازم الرعایه در این امر است.
شناخت عوامل توزیع و نیز، مهم است. برای رساندن مضمون اطلاعیه به مردم، وسایل ارتباطی زیر، نباید از نظر دور بماند:
روزنامه و مجلات
تابلوهای اخبار و آگهی‌های در شهر
قفسه‌های اطلاعات و آگهی
ملحقات جراید و برگه‌های لایی
نشر آگهی‌ها از طرف یک مرکز
تشکیل جلسات و کنفرانس‌ها
نشر اخبار افواهی به صورت دهان به دهان
فیلم و اسلاید
تلویزیون مدار بسته
امواج رادیوهای محلّی
بر پا کردن نمایشگاه‌ها
استفاده از نهادها و تشکیلات شعبه‌دار (مثل انجمن‌های اسلامی، سازمان تبلیغات، امور تربیتی، احزاب و تشکل‌ها، ناشرین سراسری و ...)
و ... هر راه و شیوه ابتکاری دیگر.
سبک‌های نویسندگی
به طور خیلی فشرده، سبک‌های مختلف و نوشته‌ها را این‌گونه می‌توان یادکرد:
1. توصیفی و ادبی: این سبک با استفاده از تخیل ذهنی و بیانی شاعرانه و ادبی و به کارگیری الفاظ زیبا انجام می‌گیرد.
2. تحقیقی و علمی: موضوعی خاص (تاریخی، تربیتی، علمی و ...) مورد توجه قرار می‌گیرد و با مطالعه و تحقیق و پژوهش در مدارک و اسناد، موضوعی بیان، اثبات یا رد می‌شود و بر پایه استدلال و برهان استوار است.
3. ساده: ساده نویسی، هنری است که تمرین و تجربه لازم دارد. پرهیز از جملات سنگین و اصطلاحات تخصصی و فنی و برای عموم نوشتن، هدف و روش در این سبک است.
4. کودکان: ادبیات کودکان، حال و هوا و زبان خاصی می‌طلبد. هم تجربه و کار می‌خواهد، هم آشنایی بادنیای خاص کودکان و شناخت شرایط ذهنی و روحی و سطح آگاهی هر سنی از گروه‌های کودکان؛ چه در قصه و فیلم‌نامه، چه شعر، چه نوشته‌های معمولی، و برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، این شرایط لازم است.
5. طنز: نوشته‌های طنز، قالبی است که برای بیان مسائل جدی و انتقادهای احتماعی و واقعیت‌های تلخ در حال و هوای شوخی و مزاح. طنز مثل چاقوی جراحی است که می‌درد ولی نه مثل چاقوی چاقوکشان و جانیان. می‌برد ولی به نیت درمان، نه عیب جویی و انتقام و کینه توزی. کسی می‌تواند طنز بنویسد که معایب اجتماعی را بداند و با این آگاهی، آن‌ها را در قالبی شیرین بیان کند و مورد نقد قرار دهد. طنز نویسی چند چیز می‌خواهد:
1. ذوق و شوخ طبعی
2. مطالعه در آثار طنز
3. آگاهی اجتماعی
6. قصه: هنر داستان نویسی، بسیار ارزش‌مند است. علاقه و کشش افراد، به خصوص کودکان و نوجوانان به قصه، سبب می‌شود به این شیوه و قالب، جدی‌تر نگاه کنیم تا داستان‌نویس‌های مکتبی و متعهد و قوی داشته باشیم.
چه در زمینه داستان‌های کوتاه (نووِل) که بیشتر حادثه‌ای کوچک یا برشی از زندگی یک شخصیت تاریخی (چه واقعی و چه خیالی) را در بر دارد، و چه در زمینه داستان‌های بلند (رمان) که بیشتر شخصیت پردازی در آن‌ها انجام می‌گیرد، داستان بیشتر از سبک‌های دیگر نوشته، نیاز به « جاذبه » و « کشش » دارد.
 ایجاد این فضای کششی در داستان آسان نیست.
مطالعه داستان‌های قوی و رمان‌های بلند، چه ایرانی چه ترجمه شده از زبان‌های دیگر، در تقویت ذهن داستان ساز و قصه پرداز نویسنده مؤثر است. البته قصه نویس متعهد و مسلمان، باید محتواهای تربیتی و مکتبی و ارزش‌مند را در قالب داستان بیان کند و این گامی است ارزنده و اقدامی است لازم که تمرین و تجربه فراوان می‌طلبد.
بسیاری از روایات دینی و نقل‌های تاریخی که در کتب سیره و حدیث آمده است،‌قابل بازنویسی و پرداخت به صورتِ داستان‌هایی جذاب برای جوانان و نوجوانان است. کتاب « داستان راستان » شهید مطهری یکی از این نمونه‌هاست. گرچه این‌گونه داستان‌های تاریخ و حکایات مستند، با آن‌چه در « قصّه نویسی » متداول است فرق دارد، ولی خلأ داستان را تا حدی می‌تواند پر کند و برای مبتدیان در امر قصه نویسی هم نوعی تمرین به شمار آید.
البته سبک‌های دیگر هم وجود دارد که در این مختصر نمی‌گنجد. آن‌چه یاد شد، به قالب‌های نویسندگی نزدیک‌تر بود تا سبک‌ها و مکتب‌ها. سبک‌ها و مکتب‌های معروف ادبی که اغلب به روش‌های اروپایی مربوط می‌شود، عبارت است از:
کلاسی‌سیسم: مکتب کلاسیک، بر پیروی از روش ادبی و شعریِ استادان قدیم و سرمشق قرار دادن ادبای کهن و نیز پیروی و تقلید از طبیعت مبتنی است.
رمانتیسم: روشی مبتنی بر نوآوری‌های ادبی و عدم تبعیت از مقررات خشک و ثابتِ ادبیات کهن و تمایل به آزادی در بیان تخیلات و احساس‌ها و تمایلات شاعرانه و جست و جوی قالب‌ها و موضوعات نو، « احساس گرایی ».
رآلیسم: تکیه بر صورت واقعی زندگی و بیان موضوعات عینی و ملموس و ترسیم دقیق جزئیات بر اساس تحقیق و تجربه، نه تخیلات شاعرانه و احساسی و رمانتیک؛ بلکه « واقعگرایی ».
سور رآلیسم: بیان آزاد و بی قید و بند تخیلات و احساسات و آن‌چه در ضمیر پنهان انسان نهفته،‌ بدون ملاحظات گوناگون عقلی، اخلاقی و اجتماعی و نوعی پوچ گرایی و عدم اعتقاد به آن‌چه « واقعیت » نام دارد و به تمسخر گرفتنِ هستی و آدمیان، « فرا واقعگرایی ».
ناتورالیسم: توجه به واقع گرایی و طرح طبیعت موجودات، به همان سان که هست، حتی ترسیم زشت‌ها و زشتی‌ها و جنبه‌های منفی و نقاط ضعف و عقیده به این‌که عقاید و صفات و حرکات انسان‌ها زاییده مقتضیات و شرایط جسمی و مزاجی آنان است، « وصف گرایی ».
سمبولیسم: نمادگرایی و به کارگیری علایم رمزی و نمادین در بیان معانی و مفاهیم و ارائه معانی و الفاظ و قالب‌هایی که قابل برداشت‌های گوناگون و درک‌های متفاوت، طبق روحیات و ذوقیات مخاطبان است، « رمز گرایی ».[1]
در سبک‌های نثر فارسی نیز بیشتر از سه نوع یاد می‌شود:
« نثر مُرسَل » یا ساده و بی پیرایه و روان، که گاهی هم به زبان محاوره‌ای ارائه می‌شود و مهم بیان مطلب است، بدون شاخ و برگ‌های اضافی و آرایه‌های ادبی، هم‌چون: تاریخ بلعمی و تاریخ بیهقی و سفرنامه ناصر خسرو.
« نثر مُسجّع » یا موزون که تکیه بر آهنگین بودن عبارات و بخش‌ها و بندهای نوشته است، مثل: گلستان سعدی و مقالات و مناجات خواجه عبدالله انصاری.
« نثر مصنوع و فنّی » که آراسته به تزیینات لفظی و معنوی است، با به کارگیری صناعاتِ ادبی که گاهی هم متکلّفانه می‌شود. مانند: تاریخ وصّاف و مرزبان نامه.
توضیح و تفصیل این‌ها و نمونه‌های هر کدام را در کتاب‌های مبسوط‌تر آیین نگارش مطالعه کنید.
ُُُ
چهل نوع تمرین
از آن‌جا که پایه اصلی رشد قلمی بر « تمرین » استوار است، انجام ممارست‌ها و تمرین‌های عملی چه در کلاس‌های آموزشی و چه به صورت فعالیت فردی بسیار کارساز است.
تمرین‌هایی که ارائه می‌شود، هم می‌تواند از سوی استاد در ارتباط با شاگردان به کار گرفته شود و وادار به انجام آن شوند، هم هر شخصی می‌تواند خود آن‌ها را عمل کند.[2]
1. نوشتن خاطرات روزانه.
2. توصیف و ترسیم صحنه‌های پیرامون و پدیده‌های اطراف.
3. بیان یک موضوع و محتوا در چندین جمله و با عبارت‌های مختلف، مثلاً « ماندگاری شهید » یا « ناپایداری دنیا ».
4. دادنِ چند کلمه و درخواستِ نوشتن چندین جمله متفاوت با به کارگیری آن‌ها در همه جملات، مثلاً: آب،‌خورشید، عمر، روشنی، زیبا.
5. مطالعه یک کتاب یا متن و استخراج واژه‌ها و تعابیر زیبای آن.
6. مطالعه یک مقاله و فصلی از کتاب و کنار نهادن آن و نوشتن همان با قلم خود.
7. تبدیل یک نثر و متن کهن به فارسی روز و روان.
8. تبدیل یک شعر (یا نظم روایی) به نثر ساده.
9. نوشتن خلاصه‌ای از یک فیلم، قصّه یا کتاب در یکی دو صفحه.
10. معرفی و نقد یک کتاب یا مجلّه و داستان (به صورت شفاهی یا کتبی).
11. انتخاب یک قطعه و متن زیبا از دیگران و ارائه در کلاس، با بیان جهات زیبایی آن (توسط شاگردان).
12. خواندن متنی ادبی با تبیین زیبایی‌های لفظی و معنوی آن (توسط استاد).
13. معرفی یک کتاب خوب در هر جلسه آموزشی و تمرینی.
14. مطالعه آثار ادبی و انتخاب فرازها و جملات زیبا و برجسته، یا خط کشیدن زیر آن‌ها.
15. تجزیه و ترکیبِ دستوری یک شعر.
16. نقد و بررسی یک نوشته و بیان نقاط قوت و ضعفِ آن (توسط استاد).
17. سخن گفتن پیرامون یک موضوع و ضبط کردن آن، سپس پیاده کردن از نوار و تنظیم به صورت نوشته (برای کسانی که نوشتن برایشان دشوار است).
18. نوشتن مقاله‌ای در معرفی شهرتان به زبان محلّی.
19. نوشتن متن و مقاله‌ای با به کار گیری نام کتاب‌های یک نویسنده یا خیابان‌های یک شهر یا افراد یک کلاس، با توجه به معنای این اسامی.
20. برگزاری جلسات « مقاله نویسی » با شرکت چند نفر از علاقه مندان، نوشتن و خواندن و نقد آثار یکدیگر در همان جلسه (شبیه جلسات تمرین منبر و سخنرانی).
21. متن خوانی در جلسات، یعنی متون ادبی و آثار کهن در جلسه خوانده و روی آن بحث شود.
22. داشتن دفتری مخصوص برای ثبت جملات و قطعات زیبا و مرور بر آن‌ها.
23. یادداشت کردن لغات و اصطلاحات تازه و غریب و مراجعه به لغت یا پرسیدن از دیگران جهت فهم معنی.
24. یادداشت کردن تعابیر جالب و به کار بردن آن‌ها در ضمن جملات خود.
25. مقابله یک ترجمه با متن اصلی، یا مقایسه ترجمه‌های مختلف یک متن با یکدیگر و توجه به نقاط قوت و ضعف هر کدام.
26. بیان ملاک‌ها و معیارهای خوبی و بدی و قوت و ضعف قلم و مشخص ساختن آن‌ها روی نوشته‌های موجود.
27. بحث و بیان انواع سبک‌ها و مکتب‌های ادبی با خواندن نمونه‌هایی از هر یک.
28. معادل یابی برای برخی از واژه‌های و ترکیب‌های عربی که در نوشته‌های فارسی متداول است.
29. خواندن یک متن دارای اغلاط ادبی و دستوری در جلسه، تا حاضران ایرادهای آن را بگویند.
30. انتخاب عنوان زیبا و گویا برای حکایات و اشعار.
31. نوشتن متنی با لغات ترکیبی از یک واژه (مثلاً: زبانزد، گاو زبان، زخم زبان، زبان دراز، زبانه).
32. تمرین روی نوشتنِ جملاتِ شیوا و کوتاه و نغز و پر معنا (کلمات قصار).
33. دادن واژه‌هایی به افراد، تا درباره آن‌ها مطالعه کرده، در توضیح آن چند سطر بنویسند (از قبیل: قنطار، حسابِ سیاق، هفت اقلیم، علم اعداد، ناسوت، ابراهیم ادهم، حقیقت کشف محمدی، شراب و مغتسل، غرانیق).
34. صفحه‌ای از یک کتاب تکثیر شود و در اختیار افراد نهاده شود، تا آن را ویراستاری، اصلاح لفظی، علامت گذاری و ... کنند.
35. خلاصه نویسی از یک حادثه در یک صفحه، مثلاً جنگ بدر، بعثت پیامبر، حادثه عاشورا، قیام 15 خرداد، نهضت جنگل و ... .
36. نوشتن جملات کوتاه یک سطری و پلاکاردی برای مناسبت‌ها، یا نوشتن آگهی دعوت به یک مراسم یا نامه به یک اداره، یا متن تبریک و تسلیت.
37. ارائه یک بیت شعر پر مضمون، تا آن را شرح کنند.
38. طرح کلیات و سر فصل‌های یک داستانِ تخیلی، تا آن را به صورت یک قصه کامل در آورند.
39. نوشتن متنی نیم صفحه‌ای با به کارگیری مثلاً این کلمات: دشت، بیداری، گریه، شوق، عصمت، شهاب، بیابان، قلم، صفحه، پیراهن، بیهودگی، حضور، چشمه، لاله، عبیر، سنگ، حنجره، سلیمان، مور (انتخاب موضوع آزاد باشد).
یا دادن کلماتی مثل: شب، زمین، رؤیا، قبیله، شکسته، چهره، روشن، دوستی، نغمه، عیسی، غزل، آهو، نشانه، شوق، بی قراری (و نوشتن قطعه‌ای درباره مادر یا هر موضوع پیشنهادی دیگر).
40. موضوعی در کلاس طرح شود و از افراد بخواهید تا هر نکته که درباره آن به ذهنشان می‌رسد بگویند، مجموعه نکته‌ها جمع آوری شود. مواد خامی برای یک نوشته پر محتواست و نمونه‌ای از کار برای تقویت اذهان و پرورش معانی.
موضوع دادن
یکی از عوامل شوق آفرین برای نوشتن، ارائه و طرح موضوعات جدید و ابتکاری است که افراد را بر سر ذوق آورد و به نوشتن وا دارد. در کلاس‌ها می‌توان به تناسب مخاطبین موضوعات جذاب و غیر تکراری داد. به عنوان نمونه این‌گونه موضوعات پیشنهادی جاذبه بیشتری دارد:
شباهت انسان و کتاب، گفتم گفت. آرزو دارم که ...، زندگی یعنی ...، اگر یک نویسنده بودید چه می‌کردید؟ الفبای تفکر بسیجی، شباهت مدرسه و باغ، کلید، گفت و گوی کاغذ و قلم، رنگ‌ها سخن می‌گویند، جدال عقل و عشق، یک نگاه و یک عبرت، من تخته سیاه هستم، مرثیه‌ای برای عاشورا، اگر آب نبود .... هرگاه به آینه نگاه می‌کنم، درد دل‌های کفش‌های من، آدم‌های و آرزوها، می‌خواهم مثل امام باشم در .

..، انقلاب میراث ماندگار امام، از جبهه تا جماران، اگر من قاب عکس بودم، درس می‌خوانم تا ...، کوفه در بستر تاریخ، ازآن رمضان تا این رمضان، ما چرا « نو » نشویم؟ یک خاطره، نامه‌ای به مادر یک شهید، کاش من ... بودم، شهر ما، آن‌چه در کلاسِ ما می‌گذرد، باید چگونه مرد تا جاودانه زیست؟ اگر می‌توانستم ...، ای قلم بنویس! ای کاش! چگونه « من » ها را « ما » کنیم؟ چه می‌شد اگر ...، دنیای عینکی‌ها، کتاب خوب آن است که ...، بیایید آینه باشیم، فاصله آن‌چه هست تا آن‌چه باید باشد، بهترین درسی که در زندگی آموختم، پیرامون شکل‌های هندسی، من « الف » هستم، رنگ سبز، گفت و گوی یک راننده و مسافر، گفت و گوی من و دل، اگر آینه نبود.
یادآوری می‌شود که نکات یاد شده و فصولی که گذشت، هرگز در نویسنده ساختن کسی کارساز نیست؛ جز با تلاش و پشت‌کار خود او.
اگر این تذکرات و تجربه‌ها، 20% کار نویسندگی را عهده دار شود، به طور حتم 80% بقیه به عهده خود شماست.
در نویسندگی، بیش از هر چیز مطالعه مستمر و تمرین فراوان لازم است تا استعدادهای نهفته به کار افتد. هم‌چنان که گفته شد، اگر مربی و راهنمای دل سوزی باشد که کار انسان را از نزدیک زیر نظر بگیرد، بررسی کند، رهنمود بدهد، به کار وا دارد، انگیزه ایجاد کند، نقاط ضعف را بازگو کند وگام به گام دست انسان را گرفته پیش ببرد، استعداد نویسندگی سریع‌تر و بهتر رشد می‌کند. کارورزی دورادور در این زمینه، کم تأثیراست.
در پایان ویژگی‌های نویسنده خوب و موفق را می‌توان چنین بر شمرد:
ـ برخورداری از استعداد فطری و ذوق ادبی
ـ علاقه و شوق به کار
ـ مطالعه آثار برجسته و معتبر و آشنایی با ادبیات ملّی
ـ داشتن قدرت تخیل، روشنی و وسعت اندیشه
ـ داشتن انگیزه برای نوشتن
ـ داشتن چشم و گوشی باز به جهان هستی و اشیاء پیرامون خود و شناخت جامعه
ـ نوشتن و نوشتن و نوشتن (تکرار و تمرین)
ـ سادگی بیان و قلم و روانی نوشته و لطافت ذوق
ـ انطباق نوشته با نیازها و آشنایی نویسنده با مردم (مخاطبین)
ـ آگاهی از دستور زبان و قواعد ادبی و رعایت آن‌ها
ـ معلومات گسترده در زمینه‌های مختلف
ـ حوصله در آفریدن یک اثر و پرهیز از آثار مبتذل و سطحی
ـ نقد آثار خویشتن و دوری از خود پسندی و غرور
ـ ابتکار و نوآوری
ـ واقع بینی و حقیقت گرایی و دقت و باریک بینی
ـ شهامت ادبی و صراحت لهجه
ـ نظم فکری و قدرت استدلال.
جواد محدثی، روش‌ها، ص 107.
10983ط

برای کمک به سایت روی بنر تبلیغاتی کلیک کنید

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)